حج انجام نداديد ، پس كلام و وعده پيامبر صادق نبوده است . و خداوند با اين آيه وعده پيروزى حتمى را مىدهد . و در آيه ، معانى ديگر « إن » نيز متصور نيست ، زيرا با شأن نزول آيه سازگار نمىباشد .
لكن جمهور نحويين ، اين معناى اخير كه كوفيين اضافه كردهاند قبول نكرده و استدلال آنان به اين دو آيه ، جهت اثبات معناى تعليل براى « إن » جواب دادهاند .
دربارهء آيهء اوّل گفتهاند : « إن » شرطيه است و در اينجا مجازا براى تحريك و تهييج و شعلهوركردن غيرت مخاطب استعمال شده است به اين شكل كه آن جملهء شرط محقّق الوقوع در حكم ممكن الوقوع و محتمل الوقوع انگاشته مىشود كه اگر فاعل جواب را محقّق نكند گويا آن شرط حتمى الوقوع محقق نشده و در خارج وجود ندارد و خلاف آن صحيح است ، همانند قول شما به فرزندتان كه كار بدى انجام مىدهد ، مىگوئيد : « إن كنت ابني فلا تفعل » تا او بداند كه اگر آن كار را انجام دهد ، گويا فرزند پدرش نمىباشد .
در اينجا « إن » شرطيه است هرچند جمله شرط « كنتم مؤمنين » محقّق الوقوع مىباشد لكن مجازا براى تحريك مؤمنين ، اين جمله ، محتمل الوقوع و غير محقّق فرض شده بطورى كه اگر جواب كه وجوب مراعات تقوى است مؤمنين انجام ندهند گويا اصلا ايمان ندارد پس « إن » در معناى خود كه شرطيت مىباشد .
استعمال شده است و اين جواب را ابن انبارى « 1 » نيز به كوفيون داده است .
و در جواب از آيهء دوّم به چند شكل و وجه ، جواب دادهاند كه بعضى از آنها عبارتند از :
1 - « إن شاء اللّه » كلام خداست و براى تعليم عباد است كه در وقت اخبار از آينده ، چگونه صحبت كنند ، به همين علّت ، خداوند اين گونه سخن مىگويد كه بندگان نيز ياد گيرند و اينگونه سخن بگويند . و در آيهء ديگر صريحا مىگويد :
لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ ، إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« الكهف / 23 »
هامش
( 1 ) - الإنصاف : 2 / 632 .