تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
تنها از ميان حروف مصدريه « أنّ » است كه كيفيت تأويل به مصدر بردن آن اين‌گونه مىباشد كه مصدر خبر را اضافه به اسم خود مىكند . 2 - در اثناى كلام واقع شود ، مشروط به اينكه بعد از لفظى قرار گيرد كه دلالت بر معناى غيريقينى داشته باشد ، در اين صورت به حسب عوامل قبل ، اعراب محلى مىگيرد . بنابراين گاهى محل آن مرفوع است ، مانند :
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ
« الحديد / 16 » محل « أن تخشع » بنابر فاعليت براى « يأن » مرفوع است و « أن » بعد از فعلى قرار گرفته كه دال بر معناى غيريقين است . و گاهى محل آن منصوب است ، مانند اين حديث نبوى كه انس بن مالك نقل كرده است : « إنّ من السرف أن تأكل كلّ ما اشتهيت » « 1 » كه محل آن منصوب ، بنابر اسم بودن براى « إنّ » است . و گاهى در محل خفض است ، مانند :
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
« المنافقون / 10 » كه به واسطهء اضافه شدن « قبل » ، محل « أن يأتي » مجرور است . و گاهى محل آن داراى دو احتمال نصب و يا جرّ است ، و اين در مواردى است كه « أن » و فعل ، بعد از حرف جرّ محذوف قرار گيرند ، مانند :
وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي
« الشعراء / 82 » كه در اصل « في أن يغفر » بوده : زيرا فعل « أطمع » لازم است و با حرف جر « في » متعدى مىشود . و منشأ وجود اين دو احتمال ، اختلاف نحويين در اين مورد مىباشد ، مبناى خليل بن احمد و اكثر نحويين بر اين است كه محل آن منصوب ، و عامل آن فعل مذكور در قبل مىباشد ، و لكن سيبويه « 2 » اجازه داده است كه محل آن هنوز به جر اوّليهء خود به واسطه حرف جرّ محذوف ، باقى باشد . قول اخير را جماعتى از علما مانند اخفش و كسائى اختيار كرده و قول اوّل را كثيرى از نحويين مانند ابن هشام « 3 » ، اشمونى « 4 » و ابن مالك انتخاب نموده‌اند .
هامش
( 1 ) - سنن ابن ماجه : 2 / 112 حديث 3352 . ( 2 ) - الكتاب : 1 / 541 . ( 3 ) - أوضح المسالك : 2 / 15 . ( 4 ) - شرح الاشموني : 2 / 90 .