اين لغت ، اين ضمير متكلّم در بحث وارد مىشود .
ولى اكثر علما مىگويند : نون ضمير متكلّم مرفوع منفصل ، مفتوح است « أن فعلت » و در حالت وقف ، الف نيز به آن اضافه مىشود « زيد أنا » و طبق اين لغت اين كلمه داخل در كلمهء مورد بحث در اينجا نمىباشد .
و قسم دوّم از اسم : ضمير مخاطب در هرشش صيغهء مذكّر و مؤنّث ، مفرد و غير مفرد مىباشد كه با الحاق حرف خطاب ( ت ، تما ، تم ، ت ، تنّ ) مراد متكلّم از ضمير در ارتباط با جنس و تعداد دانسته مىشود . اين مبناى جمهور نحويين دربارهء ضمير مخاطب مرفوع منفصل است .
ولى ابن كيسان قائل به اين است كه « ت ، تما و تم . . . » ضمير و « أن » كرسى آن است ، و فراء قائل است به اينكه مجموع « أن » و اين لواحق ضمير مىباشد .
متن الحرف على أربعة أوجه : أحدها : أن تكون حرفا مصدريّا ناصبا للمضارع و تقع . . .
شرح اوّلين وجه از وجوه چهارگانه « أن » حرفى ، اين است كه حرف مصدريه باشد ، و داراى دو عمل است :
الف : عمل معنوى : تأويل بردن فعل به مصدر .
ب : عمل لفظى : كه نصب فعل مضارع است .
بايد دانست كه « أن » و معمول آن هنگام استعمال در دو محل قرار مىگيرند :
1 - در ابتداى كلام و محل آن مرفوع بنا بر مبتدأ بودن مىباشد ، مانند :
وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ
« النساء / 25 » كه در تقدير : « صبركم خير لكم » است و « أن تصبروا » محلا مرفوع و مبتدأ و « خيركم » خبر مىباشد .
شايان ذكر است كه كيفيت تأويل به مصدر بردن حروف مصدريه به اين طريق مىباشد كه مصدر فعل را اضافه به فاعل آن فعل مىكنند ، مانند آيهء شريفه اخير . و