بعضى از محققين مانند دمامينى « 1 » اين كلام بعض نحويين را رد كردهاند كه اوّلا معناى عرض مستفاد از « أما » با اين قول سازش ندارد ، زيرا اگر همزه براى تقرير باشد ، مضمون كلام ، گرفتن اعتراف است نه خواهش براى انجام فعلى ، و ثانيا بايد گفت كه اقرار دائما از فعل بعد از ادات نفى است نه از خود فعل با ادات نفى ، كه اين خود تكلّف ديگرى است .
فايده : محقق رضى « 2 » و سيوطى « 3 » قائل به اين هستند كه « أما » داراى معناى عرض است همانند « ألا » و لكن در اصل و اوّلا و بالذات مركب از همزهء انكار و « ما » نافيه بوده كه الآن ثانيا و بالعرض يك كلمه گرديده و حرف عرض مىباشد .
هامش
( 1 ) - تحفة الغريب : 1 / 119 .
( 2 ) - شرح الكافية : 2 / 380 .
( 3 ) - همع الهوامع : 2 / 70 .