و اين حرف بيشتر قبل از قسم استعمال مىشود ، زيرا جملهء قسميه ، مؤكّد و تحقيقى است و تناسب با اين حرف دارد مثل شعر حاتم طائى از شعراى جاهلى و مشهور به جود و كرم و بخشش كه فرزند او عدى بن حاتم از صحابى و ياران امير المؤمنين عليه السّلام بود :
« أما و الذي لا يعلم الغيب غيره * و يحيي العظام البيض و هي رميم » « 1 »
لقد كنت أختار القرى طاوي الحشا * محاذرة من أن يقال لئيم
شاهد در وقوع « أما » قبل از واو قسم است . « الذي » موصول در محل جر مقسم به ، و جملهء بعد صله و مصرع دوّم عطف بر صله و « العظام » جمع « عظم » به معناى استخوان و « البيض » جمع « أبيض » صفت براى آن ، واو حاليه و « رميم » به معناى پوسيده است و بيت دوّم جواب قسم است .
معناى شعر : « بدان و آگاه باش قسم به آن كه غير از او كسى غيب نمىداند و استخوانهاى سفيد در حالى كه پوسيده شده است را دوباره حيات مىبخشد ، محقّقا اختيار كردم احسان به مهمان را در حالى كه گرسنه بود احشا و اندام من ، به علّت ترس از گفتن لئيم به من » .
شايان ذكر است كه « أما » استفتاحيه اگر قبل از قسم باشد داراى شش لغت است : 1 - أما ، 2 - هما ، 3 - عما ، 4 - هم ، 5 - عم ، 6 - أم .
و از خصوصيات « أما » استفتاحيه اين است كه اگر « انّ » بعد از آن قرار گيرد ، چون اوّل كلام است ، همزهء آن كسره داده مىشود .
متن الثّاني : أن تكون بمعنى « حقّا أو أحقّا » على خلاف في ذلك سيأتي .
و هذه تفتح « أنّ » بعدها كما تفتح بعد « حقّا » هي حرف عند ابن خروف و . . .
شرح دوّمين وجه از « أما » در معناى آن اختلاف شده است كه آيا معناى آن « حقّا »
هامش
( 1 ) - ديوان حاتم : 34 ، اللباب : 57 ، الكشاف : 1 / 63 ، شرح شواهد المغني : 1 / 207 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 75 .