جاى آن است . و بايد دانست كه وقتى « إلى » داراى اين معنا است كه دو شيء ضميمه به يكديگر شوند . چه آن دو شيء از يك جنس بوده و چه مختلف باشند ، و اين انضمام بايد به اعتبار وجه اشتراك و معنايى باشد كه آن دو شيء قابليت تعلّق و تلازم و مصاحبت در آن معنا را دارند .
كوفيون و بعض از علماى نحو بصره اين معنا را براى « إلى » در اين آيهء شريفه قائلند :
فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ
« آل عمران / 52 » يعنى « من أنصارى مع اللّه » در اينجا « من » ضميمه به « اللّه » شده است به اعتبار معناى نصرت ( انصارى ) كه هردو قابليت مصاحبت در معناى نصرت و يارى به آن حضرت را دارا مىباشند . حضرت عيسى عليه السّلام مىفرمايند : چه كسى همراه خداوند مدد كارم است .
طبرسى « 1 » و سيوطى « 2 » اين معنا را در اين آيهء شريفه قائلند . لكن علامه طباطبايى « 3 » قائل به معناى انتهاى غايت براى آن در آيه است .
و بايد توجّه داشت كه جايز نيست براى شما استعمال جملهء « إلى زيد مال » در حالى كه از « إلى » معناى معيت اراده كنى ، زيرا كه نه به « زيد » شيئيى ضميمه شده به اعتبار معناى ماليت ، تا بتوان گفت « إلى » معناى معيت دارد و نه ايندو « زيد » و « مال » مىتوان گفت به هم ضميمه شدهاند به اعتبار معنايى كه قابليت تعلق و مصاحبت در آن داشته باشند چون در كلام اصلا آن معنا وجود ندارد .
متن الثّالث : التّبيين و هي المبيّنة لفاعلية مجرورها بعد ما يفيد حبّا أو بغضا من فعل تعجب و اسم تفضيل ، نحو . . .
شرح سومين معناى « إلى » ، تبيين و اظهار فاعليت مجرور براى فعل يا شبه فعل
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 1 / 447 .
( 2 ) - همع الهوامع : 2 / 20 .
( 3 ) - الميزان : 3 / 203 .