فايده : بايد دانست اين « ألا » نيز مركب از همزه و « لا » نفى جنس است و إلّا اگر يك كلمه بسيطه بود ، ديگر در جملهء بعد ، نفى نمىبود كه « ألا » ، استفهام از آن باشد .
شايان ذكر است كه بر مبناى بسيطه بودن « ألا » اين سه قسم اخير دو وجه اشتراك دارند و آن دخول بر جملهء اسميه است و عملكردن به كيفيت عمل « لا » تبرئه و نفى جنس مىباشد چنان كه ابن مالك مىگويد :
و أعط « لا » مع همزة استفهام * ما تستحقّ دون الإستفهام « 1 »
متن و لكن تختصّ التي للتمنّي بأنّها لا خبر لها لفظا و لا تقديرا ، و . . .
شرح لكن « ألا » تمنييه در بين سه قسم اخير داراى سه خصوصيت است كه « ألا » استفهاميه و توبيخيه ندارند :
1 - خبر ندارد نه لفظا و نه تقديرا ، و اين از نادر مواضعى است كه مبتدأ بدون خبر است ، در حالى كه آن دو قسم ديگر خبر دارند « موجود » و در تقدير است .
2 - جايز نيست مراعات محل « ألا » با اسمش كه بعد از آن ذكر شده است ، هرچند محل آن دو رفع بنا بر ابتدائيت است .
3 - جايز نيست الغاء و ابطال عمل « ألا » هرچند تكرار شود در حالى كه آن دو اگر تكرار شوند ، ابطال عمل و الغاء آنها جايز است .
و دليل خصوصيّت اوّل ، اين است كه « ألا » تمنييّه از جهت معنا بمنزله و همانند فعل « أتمنى » است كه از افعال غير ناسخ بوده و اين نوع افعال خبر نمىخواهند .
و دليل دو خصوصيّت ديگر ، اين است كه اين « ألا » بمنزله و به معناى « ليت » است و همانطور كه جايز نيست مراعات محل « ليت » و اسمش و بايد توابع آن را
هامش
( 1 ) - اين بيت دليل بر مركبه بودن اين اقسام از همزه و « لا » نفى جنس است كه « لا » هنوز قدرت عملى را حفظ كرده است .