شرح بعد از آنكه گفته شد « إذا » اگر در صدر جمله واقع شود - با ديگر شرايط - عمل مىكند ، بحث در اين است كه اگر بعد از واو و فاء عاطفه قرار گرفت آيا عمل مىكند يا خير ؟
جماعتى از نحويين مانند ابن مالك ، محقق رضى « 1 » ، ابن حاجب و سيبويه « 2 » مىگويند هردو وجه إعمال و إهمال جايز است ، مانند : آيهء شريفه :
وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
« الإسراء / 76 » كه در قراءت مشهور « إذا » عمل نكرده است ولى قراءت شاذ و منفرد ديگرى نيز هست كه آن را عمل داده است و نون
( لا يَلْبَثُونَ )
به نصب ساقط شده و آن قراءت أبيّ بن كعب « 3 » است .
دليل عمل « إذا » در اين موارد اين است كه حروف عطف ، اوّل جملهء مستقلى را ، بر اوّل و صدر جملهء مستقل ديگرى عطف مىكند ، بنابراين گويا اوّل جملهء معطوف در صدر قرار گرفته پس « إذا » شرائط عمل را داراست .
و دليل عدم عمل ، اين است كه حروف عطف ، عطف مىكنند جملهء مابعد خود را بر ماقبل به عنوان اينكه جملهء معطوف ، متمّم و مكمّل و در ادامهء جملهء معطوف عليه است ، بنابراين « إذا » وسط واقع مىشود و شرط اوّل عمل را ندارد .
و چون حروف عطف هردو خصوصيت مذكور را دارند بنابراين در « إذا » هردو وجه إعمال و إهمال جايز است .
فايده : بايد دانست كه بسيارى از علماى نحو مانند ابن مالك ، محقق رضى ، سيوطى « 4 » ، وجه إهمال را ترجيح مىدهند ، لذا در آيهء شريفه قراءت إعمال را شاذ دانستهاند .
متن و التحقيق : أنّه إذا قيل : « إن تزرني أزورك و إذا احسن إليك » فإن قدرت
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 237 .
( 2 ) - الكتاب : 5 / 481 .
( 3 ) - الكشاف : 2 / 686 .
( 4 ) - همع الهوامع : 2 / 7 .