نيز اين گونه است و مازنى و مبرّد با نون مىنويسند .
لكن نقل شده است از فرّاء كه اگر « إذا » عمل كند با الف نوشته مىشود ، اگر عمل نكند با نون ، زيرا اگر عمل نكند و با الف نوشته شود ، با « إذا » شرطيهء ظرفيه اشتباه مىشود ، پس بر نون وقف مىشود كه اشتباه نگردد ، لكن وقتى عمل مىكند ، ديگر جاى اين اشتباه نيست ، زيرا « إذا » ظرفيه ، عامل نمىباشد . و در اين قول ابن خروف از فرّاء تبعيت كرده است .
متن المسألة الرابعة : في عملها و هو نصب المضارع به شرط . . .
شرح چهارمين مسأله در ارتباط با « إذا » دربارهء عمل آن است ، كه بايد گفت : اين حرف از كلمات عامله است ، و معمول آن ، فعل مضارع بوده لكن عمل آن سه شرط دارد :
1 - « إذا » در صدر جمله باشد .
2 - زمان فعل مضارع ، استقبال باشد .
3 - اين دو متصل به هم باشند مگر به قسم يا « لا » نافيه فاصله ايجاد شده باشد .
بهعنوان مثال اگر در جواب « آتيك » بگويى : « إذا اكرمك » آن عمل مىكند ، زيرا تمامى شرايط را داراست ولى اگر در جواب بگويى : « أنا إذا اكرمك » اينجا « إذا » عمل نمىكند و بايد فعل را رفع دهى زيرا صدارت ندارد و يا اگر گفته شود براى تو « احبّك » و شما در جواب بگويى : « إذا أظنّك صادقا » بايد فعل مضارع را رفع دهى زيرا زمان فعل حال است و اگر نيز بگويى در جواب « إذا يا عبد اللّه » بايد فعل مضارع « اكرمك » را رفع دهى به علّت فاصله شدن كلماتى غير از قسم و « لا » نافيه بين اين دو كه آن « يا » حرف ندا مىباشد .
متن تنبيه : قال جماعة من النحويين : إذا وقعت « إذا » بعد الواو أو الفاء جاز فيه الوجهان نحو . . .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٠٥