تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
يا أبا ذرّ ما من صباح و لا رواح إلّا و بقاع الأرض تنادي بعضها بعضا : يا جار هل مرّ بك ذاكر للّه تعالى أو عبد وضع جبهته عليك ساجدا للّه ؟ فمن قائلة لا و من قائلة نعم ، فاذا قالت نعم اهتزّت و انشرحت و ترى أنّ لها الفضل على جارتها . يا أبا ذرّ إنّ اللّه جلّ ثناؤه لمّا خلق الأرض و خلق ما فيها من الشجر لم يكن في الأرض شجرة يأتيها بنو آدم إلّا أصابوا منها منفعة ، فلم تزل الأرض و الشجّر كذلك حتّى تتكلّم فجرة بني آدم بالكلّمة العظيمة قولهم « اتّخذ اللّه ولدا » فلمّا قالوها اقشعرّت الأرض و ذهبت منفعة الأشجار . يا أبا ذرّ إنّ الأرض لتبكي علي المؤمن إذا مات أربعين صباحا . يا أبا ذرّ إذا كان العبد في أرض قي [ يعني قفر ] فتوضّأ أو تيمّم ثمّ أذّن و أقام و صلّى أمر اللّه عزّ و جلّ الملائكة فصفّوا خلفه صفّا لا يرى طرفاه يركعون بركوعه و
شرح
اى ابا ذر هيچ بامدادى و پسينى نيست جز آنكه قطعه‌هاى زمين يكديگر را ندا دهند كه اى همسايه آيا كسى كه ذكر خداى تعالى كند بر تو گذشت يا بنده‌اى كه پيشانى خود براى سجدهء خدا بر تو نهاده باشد ؟ كه برخى از آن زمينها گويند : نه ، و برخى گويند : آرى ، و هنگامى كه گويد : آرى ، ( از روى مباهات و فخر ) بجنبد و شكفته گردد و چنان بيند كه بر همسايه‌اش فضيلت و برترى دارد . اى ابا ذر براستى خداى تعالى هنگامى كه زمين را آفريد و در آن درختها را خلق فرمود ، در آن زمان درختى نبود كه فرزندان آدم نزد آن درخت بروند جز آنكه از آن منفعتى به ايشان مىرسيد ، و به همين‌گونه زمين و درختها بود تا وقتى كه تبهكاران بنى آدم آن سخن ناهنجار بزرگ را بر زبان آورده گفتند : « اتخذّ اللّه ولدا » - خداوند براى خويشتن فرزندى برگرفته - كه چون اين را گفتند زمين بر خود لرزيد و منفعت درختان نيز از ميان رفت . اى ابا ذر براستى كه زمين چهل روز در مرگ مؤمن بگريد . اى ابا ذر هنگامى كه بندهء خدا در سرزمين بىسروته و دورافتاده‌اى ( تنها ) باشد ، وضو بگيرد يا تيمّم كند آنگاه اذان و اقامه بگويد و نماز بخواند خداى عزّ و جلّ به فرشتگان دستور دهد پشت سرش به صف ايستند چنان صفى كه دو طرف آن ديده نشود كه با ركوع او ركوع كنند ، و با