الضّراء . وصفهم دواء ، و قولهم شفاء ، و فعلهم الدّاء العياء . حسدة الرّخاء ، و مؤكّدوا البلاء ، و مقنطوا الرّجاء . لهم بكلّ طريق صريع ، و إلى كلّ قلب شفيع ، و لكلّ شجو دموع . يتقارضون الثّناء ، و يتراقبون الجزاء ، إن سألوا ألحفوا ، و إن عذلوا كشفوا ، و إن حكموا أسرفوا . قد أعدّوا لكلّ حقّ باطلا ، و لكلّ قائم مائلا ، و لكلّ حىّ قاتلا . و لكلّ باب مفتاحا ، و لكلّ ليل مصباحا . يتوصّلون إلى الطّمع باليأس ليقيموا به أسواقهم و ينفقوا به أعلاقهم . يقولون فيشبّهون ، و يصفون فيموّهون . قد هوّنوا الطّريق ، و أضلعوا المضيق ، فهم لمة الشّيطان ، و حمة النّيران :
« أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ ، أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ » .
« 1 »
* * *
شرح
مردم گام برمىدارند . از بيراههها حركت مىكنند ، گفتارشان به ظاهر شفابخش ، اما كردارشان دردى است درمانناپذير ! بر رفاه و آسايش مردم حسد مىورزند و ( اگر بر كسى ) بلايى وارد شود خوشحالند ، و اميدواران را مأيوس مىكنند ، آنها در هر راهى كشتهاى دارند و در هر دلى راهى ، و در هر مصيبتى اشك ساختگى مىريزند . مدح و تمجيد را به يكديگر وام داده و انتظار پاداش آن را دارند اگر چيزى بخواهند اصرار مىورزند ، و اگر ملامت كنند از حدّ گذرانده و پردهدرى مىنمايند .
اگر حكميّت به عهدهشان گذارده شود از حدّ تجاوز مىكنند در برابر هر حقى باطلى در برابر هر دليل قطعى شبههاى ، براى هر زنده قاتلى ، براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى تهيه كردهاند ، اظهار يأس و بىرغبتى را وسيلهاى براى رسيدن به مطامع خويش ساخته تا بازار خود را گرم سازند و كالاى خويش را به فروش برسانند ، سخن مىگويند و باطل خود را شبيه حق جلوه مىدهند . توصيف مىكنند ولى با آراستن ظاهر ، راه فريب پيش مىگيرند ، راه ورود به خواسته خود را آسان و طريق خروج از دام خويش را تنگ و پرپيچوخم جلوه مىدهند ، آنها دارودسته شيطانند و شرارههاى آتش دوزخ ( خداوند مىفرمايد ) « آنان حزب شيطانند ، و بدانيد حزب شيطان در زيانند » .
* * *
هامش
( 1 ) - خطبهء 194 .