قال : ثم ضرب بيده على لحيته الشريفة الكريمة ، فأطال البكاء ، ثم قال عليه السّلام :
أوّه على إخواني الّذين قرءوا القرآن فأحكموه ، و تدبّروا الفرض فأقاموه ، أحيوا السّنّة و أماتوا البدعة . دعوا للجهاد فأجابوا ، و وثقوا بالقائد فاتّبعوه .
ثم نادى بأعلى صوته :
الجهاد الجهاد عباد اللّه ! ألا و إنّي معسكر في يومي هذا ؛ فمن أراد الرّواح إلى اللّه فليخرج ! « 1 »
* * * 29 - و فيه فى خطبة يصف فيها المنافقين بعد الحمد و الثناء على اللّه يقول :
أوصيكم عباد اللّه ، بتقوى اللّه ، و أحذّركم أهل النّفاق ، فإنّهم الضّالون المضلّون ، و الزّالّون المزلّون ، يتلوّنون ألوانا ، و يفتنّون افتنانا ، و يعمدونكم بكلّ عماد و يرصدونكم بكلّ مرصاد . قلوبهم دويّة ، و صفاحهم نقيّة . يمشون الخفاء ، و يدبّون
شرح
آنگاه دست به محاسن شريف زده مدتى بس طولانى گريست پس از آن فرمود .
آه بر برادرانم همانها كه قرآن را تلاوت مىكردند و به كار مىبستند ، در فرايض دقّت مىكردند و آن را به پا مىداشتند . سنّتها را زنده و بدعتها را مىراندند . به جهاد دعوت شده و آن را پذيرفتند . و به رهبر خود اطمينان داشتند و صميمانه از او پيروى مىكردند .
سپس با صداى بلند فرياد زد :
بندگان خدا ! جهاد . . . جهاد ! آگاه باشيد من امروز لشكر به سوى اردوگاه مىرانم آنكس كه مىخواهد به سوى خدا كوچ كند همراه ما برون آيد !
* * * 29 - و در همان كتاب نهج البلاغه روايت كرده كه على عليه السّلام در خطبهاى پس از حمد و ثناى الهى در وصف منافقان فرمود :
اى بندگان خدا ! شما را به تقوا و پرهيزكارى سفارش مىكنم ، و از منافقان برحذر مىدارم زيرا آنها گمراه و گمراهكنندهاند . خود لغزيده و ديگران را نيز بلغزانند ، به رنگهاى گوناگون بيرون درآيند ، و به قيافهها و زبانهاى متعدد خودنمايى مىكنند ؛ از هر وسيلهاى براى فريفتن و درهم شكستن شما استفاده مىكنند . و در هر كمينگاهى به كمين شما مىنشينند ، بدباطن و خوشظاهرند ، و در نهان براى فريب
هامش
( 1 ) - خطبهء 182 .