28 - و فيه ايضا و من خطبة له عليه السّلام روى عن نوف البكالى قال : خطبنا بهذه الخطبة علىّ عليه السّلام بالكوفة و هو قائم على حجر نصبها له جعدة بن هبيرة المخزومى ، و عليه مدرعة من صوف ، و حمائل سيفه من ليف و فى رجليه نعلان من ليف و فى جبينه ثفنة من أثر السّجود . . . فقال عليه السّلام بعد الحمد و الثناء الجميل :
اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه الّذي ألبسكم الرّياش ، و أسبغ عليكم المعاش ، فلو أنّ أحدا يجد إلى البقاء سلّما ، أو لدفع الموت سبيلا ، لكان ذلك سليمان بن داود عليه السّلام ، الّذي سخّر له ملك الجنّ و الإنس ، مع النّبوّة و عظيم الزّلفة . فلمّا استوفى طعمته ، و استكمل مدّته ، رمته قسيّ الفناء بنبال الموت ، و أصبحت الدّيار منه خالية ، و المساكن معطّلة ، و ورثها قوم آخرون ، و إنّ لكم في القرون السّالفة لعبرة .
شرح
28 - و نيز در نهج البلاغه خطبهاى از آن حضرت نقل كرده كه از نوف بكالى روايت شده كه گويد : على عليه السّلام اين خطبه را در كوفه براى ما ايراد فرمود درحالىكه روى سنگى ايستاده بود كه جعدة بن هبيره مخزومى ( داماد آن حضرت ) براى او نصب كرده بود ، و بر تن آن حضرت جبّهاى پشمين بود ، و شمشيرش را با ليف خرما حمائل كرده و در پاهايش كفشى از ليف خرما بود ، و پيشانيش از سجده پينه بسته بود ، . . . و آن حضرت پس از حمد و ثناى الهى فرمود :
اى بندگان خدا ! شما را به تقوا و پرهيزكارى در برابر خدا سفارش مىكنم ؛ همان خدايى كه جامه فاخر را به شما پوشانده ؛ و معاش و روزى را به فراوانى به شما ارزانى داشته است . و به راستى اگر احدى براى ماندن در اين دنيا يا جلوگيرى از مرگ راهى پيدا مىكرد حتما آن كس « سليمان بن داود » بود چرا كه حكومت بر جن و انس را همراه نبوت و مقام بلند قرب و منزلت الهى به او داده شد . اما آنگاه كه پيمانه روزى او پر شد و مدت زندگيش كامل گشت تيرهاى مرگ از كمان فنا به سوى او پرتاب شد و شهرها از او خالى گرديد !
خانهها و مسكنهاى او بىصاحب ماندند ، و آن را گروهى ديگر به ارث بردند . ( در هر حال ) براى شما در تاريخ قرون گذشته درسهاى عبرت ( فراوانى ) وجود دارد .