تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
اللّهمّ بلى لن تخلوا الأرض من قائم للّه بحجّة لكيلا تبطل حجج اللّه على عباده اولئك هم الأقلّون عددا ، الأعظمون عند اللّه قدرا ، بهم يحفظ اللّه دينه حتّى يؤدّونه إلى نظرائهم ، و يزرعونه في قلوب أشباههم هجم بهم العلم على حقيقة الأمر فاستلانوا ما استوعر منه المترفون ، و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون ، صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى ، اولئك خلفاء اللّه في أرضه ، و دعاته إلى دينه آه ثمّ آه وا شوقاه إلى رؤيتهم ، و استغفر اللّه لى و لك إذا شئت فقم . « 1 »
شرح
خدايا ! آرى ! باز هم زمين خالى نمىماند از كسى كه به حجت الهى قيام كند ، و اين بدان جهت است كه حجتهاى الهى بر بندگانش از ميان نروند و بيهوده نمانند ، اينان از نظر تعداد كمترين هستند ولى از نظر قدر و ارزش در پيشگاه خداوند از همگان برترند ، بوسيلهء آنها است كه خداوند دين خود را نگهدارد تا آن را به كسانى چون خود بسپارند ، و در دلهاى همانندان خود بكارند . اينانند كه نيروى دانش آنها را به آگاهى حقايق كار پيش برده ، و در نتيجه آنچه را غوطه‌وران دنيا سخت شمارند اينان آسان دانند ، و بدانچه نادانان از آن وحشت دارند انس گيرند . دنيا را با بدنهايى سپرى مىكنند كه جانهاى آن بدنها به جايگاه و الا آويخته ، اينان جانشينان خدا در روى زمين ، و دعوت‌كنندگان مردم به سوى دين خدايند . هاىهاى كه چقدر اشتياق ديدارشان را دارم ، و از خداوند براى خود و براى تو آمرزش خواهم ، اكنون اگر مىخواهى برخيز ( و به دنبال كار خود برو ) . توضيح وصيت فوق در كتاب نهج البلاغه در باب قصار الحكم شمارهء 147 با مختصر تفاوتى به عنوان حكمت ذكر شده ، و در كتاب شريف خصال صدوق ( ره ) نيز در ابواب « ثلاثة » بدون ذكر وصيت با مختصر اختلافى به عنوان يك روايت نقل شده ، كه ما از روى كتاب بحار كه به عنوان وصيّت از يكى از كتابهاى معروف اهل سنّت نقل كرده بود آورده و ترجمه كرديم .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 78 ، ص 75 - 76 .