به تدبير دستور دانشورش ، * به نيكى بشد نام در كشورش ( 1 ) ،
به عدل و كرم سالها ملك راند * برفت و نكونامى از وى بماند
چنين پادشاهان كه دين پرورند ، * به بازوى ، دين گوى دولت برند
از آنان نبينم درين عهد كس ، * و گر هست ، بو بكر سعد است و بس
بهشتى درختى تو اى پادشاه * كه افكندهاى ( 2 ) سايه يكساله راه
طمع بود از بخت نيك اخترم ، * كه بال هماى افكند بر سرم
خرد گفت : دولت نبخشد هماى ، * گر اقبال خواهى ، درين سايه آى
خدايا به رحمت نظر كردهاى * كه اين سايه بر خاك گستردهاى
دعاگوى اين دولتم بندهوار * خدايا تو اين سايه ، پايندهدار
خداوند فرمان و راى و شكوه * ز غوغاى مردم نگردد ستوه ( 3 )
سر پرغرور از تحمل تهى ، * حرامش بود تاج شاهنشهى
نگويم چو جنگآورى ، پاىدار * چو خشم آيدت ، عقل بر جاى دار
تحمل كند هركه را عقل هست * نه عقلى كه خشمش كند زيردست
چو لشكر برون تاخت خشم از كمين ، * نه انصاف ماند نه تقوى نه دين
نديدم چنين ديو ، زير فلك * كه از وى گريزند چندين ملك
نه بر حكم ( 4 ) شرع آب خوردن خطاست * وگر خون به فتوى بريزى رواست
كرا شرع فتوى دهد بر هلاك * الا ( 5 ) ، تا ندارى ز كشتنش باك
وگر دارى اندر تبارش كسان ، * بر ايشان ببخشاى و راحت رسان
گنه بود مرد ستمكاره را * چه تاوان ( 6 ) زن و طفل بيچاره را ؟
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . ضميرهاى « شين » در اين بيت راجع است به پادشاه .
( 2 ) . كه افكندهاى : بر ناحيهيى سايه افكندهاى كه طى آن يك سال وقت مىبرد .
( 3 ) . ستوه : خسته و دلتنگ . اين بيت را « علىيف » در متن نياورده است .
( 4 ) . نه بر حكم شرع : يعنى آب خوردن كه بر حكم شرع نباشد خطا و گناه است اما خون ريختن اگر مطابق فتوى و بر حكم شرع باشد جايز و رواست .
( 5 ) . الا : حرف تنبيه عربى است به معنى هان . مراد بيت اينست زنهار تا از هلاك كردن كسى كه برحسب شرع محكوم به كشته شدن است ، دريغ ندارى ، در بيت بعدى نسبت به رعايت حال خويشاوندان مقتول سفارش مىشود ، چه آنان بىگناهند .
( 6 ) . تاوان : از ريشهء پهلوى به معنى غرامت و گناه و زيان . مراد بيت چنين است :
« به فرض اينكه كسى مرتكب گناه شود ، زن و فرزندش گناهى ندارند » .