كه زور آورد گر تو يارى دهى ؟ * كه گيرد ( 1 ) چو تو رستگارى دهى ؟
دو خواهند ( 2 ) بودن به محشر فريق ، * ندانم كدامين دهندم طريق
عجب گر بود را هم از ( 3 ) دست راست ! * كه از دست من جز كجى برنخاست
دلم مىدهد وقت وقت ، اين اميد ، * كه حق شرم دارد ز موى سپيد ( 4 )
عجب دارم ار شرم دارد ز من ، * كه شرمم نميآيد از خويشتن !
نه يوسف كه چندان بلا ديد و بند ، * چو حكمش روان گشت و قدرش بلند ،
گنه ( 5 ) عفو كرد آل يعقوب را * كه معنى بود صورت خوب را
به كردار بدشان مقيد نكرد * بضاعات ( 6 ) مزجاتشان رد نكرد
ز لطفت همى چشم داريم نيز * بر اين بىبضاعت ببخش اى عزيز
كس از من سيه نامهتر ، ديده نيست * كه هيچم فعال پسنديده نيست
جز اين كاعتمادم به يارى تست * اميدم به آمرزگارى تست
بضاعت نياوردم الا اميد * خدايا ، ز عفوم مكن نااميد
پايان بوستان
( 1 ) . كه گيرد : چه كسى ميتواند گرفتار و بازخواست كند كسى را كه تو رستگارش كردهاى .
( 2 ) . دو خواهند بودن به محشر فريق : اشاره دارد به آيه 7 از سوره شورى
« فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ »
و همچنين اشاره دارد به اصحاب اليمين » و « اصحاب الشمال » مذكور در سوره « واقعه » .
( 3 ) . دست راست : اشاره است به « اصحاب اليمين » كه در سوره « واقعه » مذكور است .
( 4 ) . كه حق شرم دارد ز موى سپيد : ناظر است به اين حديث « ان اللّه تعالى يقول : الشيب نورى و انا استحيى ان احرقه بنارى » حديث ديگر « ان اللّه يحب ابناء السبعين و يستحيى من ابنا الثمانين .
( 5 ) . گنه عفو كرد آل يعقوب را : اشاره دارد به عفو يوسف از برادران كه در پايان قصهء يوسف در قرآن مجيد ياد شده است . مراد مصرع دوم اين است كه ميان سيرت و صورت هميشه رابطه موجود است و صورت زيباى واقعى همراه با سيرت نيكو است .
( 6 ) . بضاعات مزجات : مقتبس است از قرآن مجيد هنگامى كه برادران يوسف گفتند « اى عزيز ، ما با بضاعت مزجات آمدهايم بر ما تصدق كن و پيمانه ما را كامل ده » .
( مزجاة به معنى اندك ، لفظ سريانى است ) .