تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ز بيگانگان چشم زن كور باد * چو بيرون ( 1 ) شد از خانه ، در گور باد چو بينى كه زن پاى بر جاى نيست ، * ثبات از خردمندى و راى نيست ، گريز از كفش در دهان نهنگ * كه مردن ( 2 ) به از زندگانى به ننگ بپوشانش از چشم بيگانه ، روى * وگر نشنود ، چه زن آنگه چه شوى ( 3 ) زن خوب و خوش‌طبع گنج است و يار * رها كن زن زشت و ناسازگار چه نغز آمد اين يك سخن زان دو تن ، * كه بودند سرگشته از دست زن يكى گفت : كس را زن بد مباد * دگر گفت : زن در جهان خود مباد زن نو كن اى دوست هر نوبهار * كه تقويم پارينه ( 4 ) نايد به كار كسى را كه بينى گرفتار زن ، * مكن سعديا طعنه بر وى مزن تو هم جور بينى و بارش كشى ، * اگر يك سحر در كنارش كشى

حكايت ( 17 ) [ جوانى ز ناسازگارى جفت . . . . ]

جوانى ز ناسازگارى جفت ، * بر پيرمردى بناليد و گفت : گرانبارى از دست اين خصم ( 5 ) چير ، * چنان ميبرم كاسيا سنگ زير به سختى بنه ، گفتش ، اى خواجه ، دل ، * كس از صبر كردن نگردد خجل به شب سنگ بالايى اى خانه‌سوز ، * چرا سنگ زيرين نباشى به روز ؟ چو از گلبنى ديده باشى خوشى ، * روا باشد ار بار خارش كشى درختى كه پيوسته بارش خورى ، * تحمل كن آنگه كه خارش خورى پسر ( 6 ) چون زده برگذشتش سنين ، * ز نامحرمان گو : فراتر نشين
شرح
( 1 ) . « چو بيرون شد از خانه در گور باد » : اشاره دارد به اين حديث « المرأة عورة فاذا خرجت استشرفها الشيطان » . ( 2 ) . « كه مردن به از زندگانى به ننگ » : نظير از شعر عرب :« غير ان الفتى يلاقى المنايا * كالحات و لا يلاقى الهوانا »جز آنكه جوان مرگهاى سخت را استقبال مىكند و با خوارى خود را روبرو نميسازد . ( 3 ) . وگر نشنود ، چه زن آنگه چه شوى : اگر زن شنوايى از شوهر نداشته باشد ديگر فرقى ميان زن و شوهر باقى نميماند و قاعدهء « الرجال قوامون على النساء » رعايت نميشود . و صفت « قانتات » بر چنين زنان قابل اطلاق نيست . ( 4 ) . پارينه : مربوط به سال گذشته . مراد اينست كه تقويم سال گذشته در سال جارى و سالهاى بعدى قابل استفاده نيست و هر سال تقويم مخصوص به خود ميخواهد . ( 5 ) . گرانبارى از دست . . . : از دست اين زن كه دشمنى غالب و چيره بر من است چنان بار سنگينى ميبرم كه سنگ زيرين آسيا ميبرد . مرد دانشمند از اين تمثيل استفاده كرد و به او پاسخ گفت كه چون تو در شب سنگ زير آسيا هستى باكى نيست كه در روز سنگ‌زيرين آسيا باشى و تحمل بار كنى . ( 6 ) . « پسر چون زده برگذشتش سنين » : چون سن پسر از ده سال گذشت . « سنين » جمع سنه در عربى ملحق به جمع مذكر سالم است .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 328 | محمد خزائلى