ز بيگانگان چشم زن كور باد * چو بيرون ( 1 ) شد از خانه ، در گور باد
چو بينى كه زن پاى بر جاى نيست ، * ثبات از خردمندى و راى نيست ،
گريز از كفش در دهان نهنگ * كه مردن ( 2 ) به از زندگانى به ننگ
بپوشانش از چشم بيگانه ، روى * وگر نشنود ، چه زن آنگه چه شوى ( 3 )
زن خوب و خوشطبع گنج است و يار * رها كن زن زشت و ناسازگار
چه نغز آمد اين يك سخن زان دو تن ، * كه بودند سرگشته از دست زن
يكى گفت : كس را زن بد مباد * دگر گفت : زن در جهان خود مباد
زن نو كن اى دوست هر نوبهار * كه تقويم پارينه ( 4 ) نايد به كار
كسى را كه بينى گرفتار زن ، * مكن سعديا طعنه بر وى مزن
تو هم جور بينى و بارش كشى ، * اگر يك سحر در كنارش كشى
حكايت ( 17 ) [ جوانى ز ناسازگارى جفت . . . . ]
جوانى ز ناسازگارى جفت ، * بر پيرمردى بناليد و گفت :
گرانبارى از دست اين خصم ( 5 ) چير ، * چنان ميبرم كاسيا سنگ زير
به سختى بنه ، گفتش ، اى خواجه ، دل ، * كس از صبر كردن نگردد خجل
به شب سنگ بالايى اى خانهسوز ، * چرا سنگ زيرين نباشى به روز ؟
چو از گلبنى ديده باشى خوشى ، * روا باشد ار بار خارش كشى
درختى كه پيوسته بارش خورى ، * تحمل كن آنگه كه خارش خورى
پسر ( 6 ) چون زده برگذشتش سنين ، * ز نامحرمان گو : فراتر نشين
شرح
( 1 ) . « چو بيرون شد از خانه در گور باد » : اشاره دارد به اين حديث « المرأة عورة فاذا خرجت استشرفها الشيطان » .
( 2 ) . « كه مردن به از زندگانى به ننگ » : نظير از شعر عرب :« غير ان الفتى يلاقى المنايا * كالحات و لا يلاقى الهوانا »جز آنكه جوان مرگهاى سخت را استقبال مىكند و با خوارى خود را روبرو نميسازد .
( 3 ) . وگر نشنود ، چه زن آنگه چه شوى : اگر زن شنوايى از شوهر نداشته باشد ديگر فرقى ميان زن و شوهر باقى نميماند و قاعدهء « الرجال قوامون على النساء » رعايت نميشود . و صفت « قانتات » بر چنين زنان قابل اطلاق نيست .
( 4 ) . پارينه : مربوط به سال گذشته . مراد اينست كه تقويم سال گذشته در سال جارى و سالهاى بعدى قابل استفاده نيست و هر سال تقويم مخصوص به خود ميخواهد .
( 5 ) . گرانبارى از دست . . . : از دست اين زن كه دشمنى غالب و چيره بر من است چنان بار سنگينى ميبرم كه سنگ زيرين آسيا ميبرد . مرد دانشمند از اين تمثيل استفاده كرد و به او پاسخ گفت كه چون تو در شب سنگ زير آسيا هستى باكى نيست كه در روز سنگزيرين آسيا باشى و تحمل بار كنى .
( 6 ) . « پسر چون زده برگذشتش سنين » : چون سن پسر از ده سال گذشت .
« سنين » جمع سنه در عربى ملحق به جمع مذكر سالم است .