تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧

لغات و تعبيرات :

مدينه ، نُغول ، رخت ، رخت بجايى كشيدن ، مر ، كازه ، مو در چشم رُستن ، حضرت ، حضرت و ايوان پاك ، بد خواه ، فتح باب ، شهر ، ناديده ، الفاظِ تَر ، عُمَّر ، دَخيل ، نَخيل ، خرما بُن ، سايهء خدا ، رنگ گردانيدن ، مَصاف ، هفت اندام ، دَلْق ، تَقْوى ، دست بستن ، خِدمت كردن ، عَلَيْك گفتن ، نزل ، دل از جا رفته ، سخنهاى دقيق ، رفيق الاعلَى ، مقام ، شاه ، مقام قدس ، سيمرغ روح ، فتوح ، نَهْمت ، اغيارْ رو ، مركب درگهى ، زو ، مراقب ، مراقبه ، تردّد ، معمّا ، گمان ، كَنَف ، پنبه در گوش فشردن ، وحى ، معيّت ، نفس امّاره ، خودكامه ، لاش ، مُحْتَقَر ، اكْسير ، گهر گرفتن ، مُسْتَحيل ، سَلْسَبيل ، راست خوان ، كوه كن ، سَرِ انبان گشادن ، ترك تاز ، لوزينه ، قوام ، بو العَجَب ، مُسْتَضى ، لازم ، ملزوم ، نافى ، مُقْتَضى ، بازِغ ، زَرق ، دستان ، كَدِر ، شِگَرْف ، باد را بند كردن ، در پرده بودن ، دست آوردن در چيزى ، هِل ، طَوْقِ گردن ، شُكْر ، خبط ، قَلاسنگ ، مَزْرَع ، كَشْت ، سنگِ سرمه ، تنگين .