تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
نفر و اگر ملك آن دو بوده و بخشيده بودند به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بد كردند كه از بخشش خود برگشتند و نقض عهد نمودند . باز ابو حنيفه مدتى بر به زير انداخت و چون سربلند كرد گفت : آن مكان حق اختصاصى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بود نه آنها ، نظر به سهم الارث عايشه و حفصه از پيغمبر مستحق دفن در آنجا شدند . فضال گفت : اين حرف را هم به برادرم زدم ، جواب داد : پيغمبر نه زن داشت و يك نهم 9 / 1 از يك هشتم 8 / 1 قسمت آن دو مىشود و به هر نفر يك وجب هم نمىرسد ، چگونه اين دو بيشتر از اين مقدار مستحق شدند ؟ ديگر اينكه چه شد كه عايشه و حفصه از رسول خدا ارث بردند و فاطمه عليهما السّلام دخترش را از ارث منع كردند ؟ ابو حنيفه گفت : اى قوم دور كنيد اين را از من زيرا كه اين خبيث رافضى است . « 1 »

من كلام امير المؤمنين عليه السّلام فى ذم الدنيا

احذروا هذه الدّنيا الخدّاعة الغدّارة الّتي قد تزيّنت بحليها و فتنت بغرورها و غرّت بآمالها و تشوّقت لخطابها فأصبحت كالعروس المجلوّة و العيون إليها ناظرة و النّفوس بها مشغوفة و القلوب إليها تائقة و هي لأزواجها كلّهم قاتلة فلا الباقي بالماضي معتبر و لا الآخر بسوء أثرها على الأوّل مزدجر . « 2 » ترجمه : حذر نماييد از اين دنياى گول‌زننده فريبنده آنچنانى كه به حلى و حلل خود زينت داده خود را و به غرور خود به فتنه انداخته و به آرزوهاى خود مغرور نموده ، و آراسته نموده خود را براى خواستگارهاى خود ، صبح نموده در حالىكه مثل عروس آرايش كرده ، چشمها به طرف او ناظر و نفسها مشتاق اوست و قلوب فريفته اوست او كشنده شوهرهاى خود است نه آينده از گذشته عبرت گرفته و نه آخرى بر اولى از زشتى اثر او ، ملول و پند گرفته . شعر
جهان چون عروس است با رنگ و بو * دريغا كه داماد خوار است او
هامش
( 1 ) . « سفينة البحار » 3 / 920 ، ذيل فضل . ( 2 ) . « بحار الانوار » 70 / 108 .