أنا درّ من السّماء نثروني * يوم تزويج والد السّبطين
كنت أنقى من اللّجين بياضا * صبغتني دماء نحر حسين « 1 »
يعنى : من درّى بودم از آسمان نثار شده در روز تزويج مادر حسنين عليهم السّلام و من پاكيزهتر و سفيدتر از نقره بودم و ليكن به خون گلوى حسين عليه السّلام رنگين شدم .
در معنى سورهء مباركهء كوثر و بيان آن
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
در تفسير « مجمع البيان » دارد :
« الْكَوْثَرَ »
هو الشيء الذي من شأنه الكثرة يعنى كوثر چيزيست كه از شأن او زياديست . در « تفسير صافى » فرمود : « هو الخير المفرط الكثير » علماى تفسير در معنى كوثر اختلاف كردهاند . ده وجه از آن بيان مىشود :
اول : شفاعت موعود كما قال اللّه
« عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
« 2 »
دوم : كوثر نبوت است كه بهواسطهء آن شعب كثيره از افاضات علميه بر قلب سليم جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله شده .
سوم : كوثر قرآن است كه در آن علوم كثيره است .
چهارم : كوثر خير كثير است كه خداوند به آن بزرگوار عطا فرموده .
پنجم : كوثر اصحاب و اتباع و اشياع آن حضرت است الى يوم القيامة .
ششم : كوثر كثرت علم آن حضرت است كه آثارش تا قيامت باقى است .
هفتم : كوثر حوض موعود است كه فرداى قيامت در كنارش كثرت مىشود .
هشتم : كثرت نسل و ذريّه فاطمه است از سادات بنى الحسن و الحسين عليهم السّلام .
نهم : كوثر مشكات نبوّت فاطمه زهرا عليها السّلام است .
دهم : كوثر عطاء وجود و هستى است به حضرت ختمىمآب . يعنى خداوند به آن جناب منت گذارده و فرمود : ما به تو نعمت هستى عطا كرديم كه آثار خيريه كثريه از آن در تمام عوالم كونيه ظاهر و هويدا است . امّا دشمن تو كه ابتر است به مثابه عدم است و خيرى در او نيست . پس هرآنكه منفىالخير است ابتر است . حق اين است كه خير كثير جامع تمام معانى مسطوره است ؛ پس اين كلمه مباركه با اختصار لفظ ، مفيد معانى كثيره است ، ليكن ظهورش در دو معنى است : اول حوض موعود كه عرض آن از بصراى شام است تا
هامش
( 1 ) . « نجم الثاقب » ص 560 .
( 2 ) . سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 79 .