تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
پس ده نفر انتخاب كردند آنگاه از ميانه آنها سه نفر را اختيار نمودند و به يكى از آن سه گفتند : تو امشب به صحرا بيرون مىروى و مشغول عبادت مىشوى و استغاثه مىكنى به حضرت صاحب الامر عليه السّلام كه او امام زمان ما و حجت خداست ، شايد راه چاره‌اى به تو نشان دهد . آن مرد بيرون رفت و شب را تا صبح به عبادت و تضرع استغاثه مشغول شد . چيزى نديد . صبح آمد و خبر داد . شب دوم ديگرى رفت آن هم مانند اولى چيزى دستگيرش نشد . پس سومى را كه مردى پرهيزكار بود و نامش محمّد بن عيسى بود حاضر كردند . او با پاى برهنه به صحرا رفت در شب سوم كه شبى بسيار تاريك بود . آن مرد به دعا و گريه و زارى مشغول شد و از حق تعالى درخواست نمود كه اين بليه را از مؤمنين دفع فرمايد ، و به حضرت صاحب الزمان عليه السّلام استغاثه كرد . آخر شب شنيد شخصى به او مىگويد : اى محمّد بن عيسى چرا تو را به اين حال مىبينم ؟ و چرا بيرون آمدى در اين بيابان ؟ جواب داد اى مرد ! مرا بگذار كه براى امرى عظيم آمده‌ام كه آن را ذكر نمىكنم مگر براى امام زمان خود و شكوه نمىكنم مگر به‌سوى كسىكه قادر باشد بر كشف آن . فرمود : اى محمّد بن عيسى منم صاحب الامر ذكر كن حاجت خود را . عرض كرد : اگر تويى صاحب الامر حاجت مرا مىدانى ، فرمود : بلى راست مىگويى براى بليه‌اى كه در خصوص انار بر شما وارد آمده و آن توعيد و تخويفى كه حاكم بر شما كرده ، بيرون آمدى . مىگويد : چون اين كلمات معجز علامات را شنيدم متوجه آن جانب شدم كه صداى مباركش مىآمد . عرض كردم : اى مولاى من ! تو آگاهى كه چه به ما رسيده و تويى امام زمان ما و ملاذ و پناه ما و قادرى بر كشف و دفع اين بلا از ما . آن جناب فرمود : اى محمّد بن عيسى بدرستىكه در خانه آن وزير درختى است از انار . وقتىكه آن درخت بار گرفت ، او از گل قالبى به شكل انار ساخته و دو نيمه كرد و در ميان هر يك از آن دو نصف ، قسمتى از آن كلمات را نوشت و انار را در وقتىكه كوچك بود در ميان قالب گلى گذاشت ، و بست . هنگامى كه أنار بزرگ شد أثر آن كلمات بر انار ماند و چنين شد . صبح چون به نزد حاكم رويد به او بگوى : من جواب اين قضيه را با خود آوردم و لكن ظاهر نمىكنم مگر در خانهء وزير . و چون داخل خانهء وزير شديد ، در جانب راست خود غرفه‌اى خواهيد ديد . پس به حاكم بگو : جواب نمىگويم مگر در اين غرفه . وزير ممانعت مىكند از دخول در آن و تو مبالغه كن ، آنگاه بر آن غرفه بالا رو و مگذار كه وزير قبل از تو تنها داخل غرفه گردد . تو زودتر داخل شو . پس در آنجا تاقچه‌اى خواهى ديد . كيسه