تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
و چه اندازه تغيير حال ، در ميان زنها و رجال پيدا شده . مثلا براى رفع حوائج اكثر متدّينين تلفن در خانه دارند اما غافل از اينكه مشكل است براى مردان غيور ؛ زيرا همه وقت كه مرد در منزل نيست و مراجعاتى كه به‌وسيله تلفن به او مىشود ناچار بايد يا عيال و يا دختر و خواهر آقا جواب بدهند و گفتگو كنند . گاهى در روز چندين مرتبه پيش مىآيد . كم‌كم عظمت گناه سخن گفتن با اجنبى از نظر زنها محو مىشود و فراموش مىكنند . اگر شنيده باشند اين حديث شريف را كه در « وسائل » از امام صادق عليه السّلام از آباى گراميش - صلوات اللّه عليهم اجمعين - از جدّش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده كه نهى فرمود از سخن گفتن زن با مرد اجنبى زيادتر از پنج كلمه ، آن هم در حال ضرورت و يا با سائل و مسكين و يا در حال غفلت . آيا نشنيده‌اى كه پيغمبر اكرم فرموده : براى هر عضوى از اعضاى بنىآدم زنا هست ؟ زناى چشم ديدن است و زناى گوش شنيدن و هر عضوى را زنايى است مناسب آن عضو . اگر صداى زن به گوش مرد اجنبى برسد و تحريك كند او را ، مسلما زناست . ايضا در كتاب « مستدرك الوسائل » است كه : چون زنها براى بيعت با آن حضرت حاضر شدند ، به آنها مىفرمود : با شما بيعت مىكنم به شرط آنكه با مردى جز محارم خود سخن نگوييد . « 1 » و در « جامع السعادات » نراقى رضوان اللّه عليه دارد كه : اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سوراخهايى كه در ديوارهاى خانه‌هاشان بود ، سدّ مىكردند كه نظر زنهاى آنان به مرد اجنبى نيفتد . در جواب سؤالى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از اصحاب فرمود و هيچيك نتوانستند جواب بدهند ، وقتى امير المؤمنين به سيّدهء زنان عالم فرمود : پدر بزرگوارت سؤال فرمود : براى زن چه چيز بهتر است ؟ هيچكس نتوانست جواب بدهد ، فاطمه عليها السّلام عرض كرد : يابن عم ! اگر من حاضر بودم به پدرم عرض مىكردم : براى زن چيزى بهتر از اين نيست كه هرگز نه او مرد اجنبى را ببيند و نه مرد اجنبى زن را . وقتى امير المؤمنين عليه السّلام از فاطمه اين سخن را شنيد ، برگشت خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله . وقتى به پيغمبر گفتار فاطمه را عرض كرد . فرمود : پدرش به قربانش . فاطمة بضعة منّي ؛ فاطمه پاره تن من است . « 2 » * * *
هامش
( 1 ) . « مستدرك الوسائل » 14 / 272 . ( 2 ) . دعائم الاسلام 2 / 215 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 284 | حسين فاطمى