نماييد . اگر ايمان به عالم ديگر هست شما را و خوانده و شنيدهايد اين آيه را كه
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
« 1 » و به نظر دقت تأمل فرمودهايد . اعمال و كردار خود را مقايسه كنيد و با اين خطابات و فرمايشات تهديدآميز كيست آنكه رضا و هواى حق و رضاى رسول را مقدم دارد برضا و خواهش خود و بر زن و فرزند و برادران و اموال و كسبهاى خود ؟ تا وقت اصلاح نگذشته درصدد اصلاح برآييد و اگر اصلاح نكنيد مأمور حق برسد .
« فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ »
« 2 » هنگام مفارقت و جدايى از همه آنها كه بر خدا مقدم داشتهايد ، برسد و همه از تو جدا مىشوند تو ميمانى با حق و محمد و ال او عليهم السّلام جواب صواب براى آنها تهيّه نما .
اشعار مرحوم ناصر خسرو علوى
روزى ز سر سنگ عقابى به هوا خاست * بهر طلب طعمه پر و بال بياراست
مىرفت و به هر سوى نظر كرده همىگفت * كه امروز همه روى زمين زير پر ماست
از اوج چو پرواز كنم از نظر تيز * بينم سر مويى اگر اندر ته درياست
گر بر سر خاشاك يكى پشه بجنبد * آن پر زدن پشه عيان در نظر ماست
بسيار منى كرد و ز تقدير نترسيد * بنگر كه از اين چرخ جفا پيشه چه برخواست
ناگه ز كمينگاه يكى سخت كمانى * تيرى ز قضا و قدر انداخت بر او راست
بر بال عقاب آمد آن تير جگردوز * از عالم علويش به سفليش فرو كاست
بر خاك بيفتاد و بغلطيد چو ماهى * وانگه نظر خويش گشود از چپ و از راست
او را عجب آمد كه ز چوبى و ز آهن * اين تندى و تيزى و بريدن ز كجا خاست
چون نيك نظر كرد پر خويش در او ديد * گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست
هر قهقهه كبك كه صد چنگل باز است * اندر پس هر خنده دو صد گريه مهياست
ناصر تو منى را ز سر خويش بدر كن * ديد ز عقابى كه منى كرد چها خواست
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء ، آيههاى 88 و 89 .
( 2 ) . سوره توبه ( 9 ) ، آيهء 24 .