تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كرد كه : مىشنوم كه شما لقمه‌هاى أمرا و حكام را تناول مىفرماييد ، حكم آن چيست ؟ سيد در جواب اين بيت را بخواند :
گر شود خون جمله عالم مال‌مال * كى خورد مرد خدا الّا حلال
سلطان اعظم را اين سخن موافق طبع نيامد و از راه امتحان ، بعد از آن روز خوان سالار را فرمان داد كه : برو و بره از عاجزى بستان و بهاء مده و بياور و طعامى ترتيب ده . خوانسالار فورا از شهر بيرون رفت . پيرزنى عاجز را ديد كه بره فربه بر پشت گرفته مىرود . فى الحال برّه را به ضرب تازيانه از پيره زال بستاند و به مطبخ رسانيده ، طعام ترتيب داد و به عرض شاه رسانيد . سلطان سيد را به جهت آن طعام احضار نمود و سيد به همراهى سلطان از آن طعام صرف مىفرمود . آنگاه شاهرخ به سيد عرض كرد : شما فرموديد حرام نمىخورم و حال اينكه اين طبخ از گوشت بره‌ايست كه امر فرمودم به ظلم از عاجزى ستانيده‌اند و شرح آن را تقرير كرد . سيد فرمود : اى سلطان تحقيق فرما ، شايد حق تعالى را در اين ضمن مصلحتى بوده باشد . شاهرخ فرمود : تا آن ضعيفه را حاضر كردند و از او پرسيدند : اين بره را به كجا مىبردى ؟ و از كجا به‌دست آورده بودى ؟ پيره زن گفت كه : عورتى بيوه‌ام و رمه گوسفندى دارم كه از شوهر به مهر ميراث يافتم و پسرى دارم كه در اين هفته گوسفندى چند به جلايى سرخس برده بود و چيزهاى ناملايم از جانب او مىشنيدم . در اين حال خبر آمد كه از كرمان سيد نعمت اللّه كه سيد بزرگى است به هرات آمده . نذر كردم كه چون فرزندم به سلامت بازگردد ، بره خدمت سيد بياورم . امروز فرزندم به سلامت بيامد و به من رسيد ، از شادى بره‌اى بر پشت گرفته و قصد شهر كرده ، مىآمدم كه خوانسالار شما آن بره را به عنف از من ستاند . هر چند تضرع كردم ، سودى نبخشيد . سلطان را معلوم شد كه حق تعالى باطن اولياء را از حرام و شبهت محفوظ مىدارد و از سيد معذرت خواست و به دست سيد از كارهاى خلاف توبه نمود و ديگر گرد امتحان مردان خدا نگرديد .

در خصوص فتنه و ابتلا آتى كه از نظر نمودن به صورت پيدا مىشود

در كتاب « خزانه جلالى » است كه فرمود مخدوم من مدّ ظلّله العالى : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « النّظر إلى أمرد يحبط العمل ؛ يعنى : فرمود پيغمبر : نظر كردن به صورت امرد عمل نيك را از بين مىبرد . » البته مراد نظر از روى شهوت است . و نيز فرموده و قال صلّى اللّه عليه و آله : « من مكّن