نه فضل و ليكن در اينجا كدام فضل ابو بكر را اراده مىكنى ؟ گفتم : قرآن دارد
ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ
« 1 » خليفه گفت : مصاحبت اثبات فضيلت نمىكند ؛ زيرا ممكن است دو مصاحب مغاير يكديگر باشند نديدى كه در قرآن كريم است :
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ
« 2 » ؟ در آن حال كه دوستش با او گفتگو مىكرد ، گفت : آيا بر آن كس كه تو را آفريد كافر شدى ؟ اسحاق گويد گفتم : اثبات اين آيه مهمّ است ؛ زيرا كه مىفرمايد
لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
مأمون گفت : اى اسحاق ! من تو را مايل به حق و از تعصّب كنار مىدانستم و ليكن حال كه تو در عناد و تعصّب مداومت دارى ، آيا حزن ابو بكر براى خدا بود يا براى نفس خودش ؟ اگر بگوئى براى خدا بوده و پس چرا رسول خدا نهى كرد او را از چيزى كه براى خدا بود اگر بگوئى براى نفس خودش بوده براى ابو بكر فضيلتى نيست ! اسحاق مىگويد گفتم : در آيهء ،
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ
« 3 » نازل شده .
مأمون گفت : خداوند سكينه را بر رسول خودش نازل فرمود يا بر ابو بكر ؟ گفتم : بر رسول خود . مأمون گفت : در جاى ديگر قرآن خدا فرموده :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
« 4 » آيا مىدانى آن اشخاص كيانند كه خداوند با معيّت رسولش سكينه بر آنها نازل فرمود ؟ اسحاق مىگويد گفتم : اى خليفه ، شما بفرمائيد آنها كيستند ؟ مأمون گفت :
در غزوه حنين وقتى كه تمام اصحاب فرار كردند فقط در حضور رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله هفت نفر از بنى هاشم باقى ماندند . عباس بن عبد المطلب عمّ پيغمبر مهار شتر رسول خدا را گرفته بود و پنج نفر اطراف پيغمبر را گرفته بودند و على بن ابى طالب عليه السّلام . يك تنه با كفار جنگ مىكرد ؛ پس سكينه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام نازل شد . اسحاق مىگويد بر جميع ما اين مطلب روشن بود لهذا كلام مأمون را تصديق كرديم ، باز خليفه تكرار كرد و گفت : اى اسحاق ! بعد از اخلاص به شهادت ، افضل اعمال جهاد فى سبيل اللّه است آيا در اين عمل ما بين اصحاب رسول خدا قرين على بن ابى طالب را مىشناسى ؟ گفتم : كدام غزوه مقصود است غزوه بدر را اتخاذ نمائيم . مأمون گفت در جنگ بدر چند نفر از كفار كشته شدند ؟ گفتم : شصت و دو نفر ، گفت : اى اسحاق از اين عدّه چند نفر به دست على عليه السّلام كشته شد گفتم بيست نفر . چهل و دو نفر ديگر را تمام اصحاب كشتند . مأمون گفت : اى اسحاق ! غزوه حنين را نمونه قرار ده . گفتم : بلى . مأمون گفت : در حنين تنها على بن
هامش
( 1 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 40 .
( 2 ) - سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 37 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - سورهء فتح ( 48 ) ، آيهء 26 .