تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
الْمُتَكَلِّفِينَ
؛ « 1 » يعنى تكليف ما لا يطاق نخواهم فرمود ؛ پس آشكار است كه على بن ابى طالب عليه السّلام در حال تكليف قبول دين اسلام فرموده . باز مأمون تكرار سؤال كرد گفت : اى اسحاق ! آثار و اخبارى كه علماى شما در فضل و شرافت على عليه السّلام روايت كرده‌اند در شرف و فضيلت غير او امثال همان روايات را كرده‌اند يا نه ؟ گفت : نه . مأمون گفت : احاديثى كه در فضل ابو بكر وارد شده مقابل مىشود با اخبارى كه در فضيلت على عليه السّلام وارد شده . گفتم : برابر نمىشود . مأمون گفت : احاديثى كه در شأن ابو بكر و عمر و عثمان وارد شده جمعا برابر فضائل على عليه السّلام مىشود ؟ گفتم : خير برابر نمىشود . مأمون پرسيد : آيا قرآن مىخوانى ؟ گفتم : بلى مىخوانم . مأمون گفت : پس سورهء
هَلْ أَتى
را بخوان . اسحاق مىگويد : شروع كردم به خواندن تا
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً * إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً
« 2 » خواندم . مأمون گفت : اى اسحاق ! اين آيه در حقّ كه نازل شده ؟ گفتم : در حقّ على بن ابى طالب عليه السّلام مأمون گفت : حديث « المبشّرة بالجنّة » را شنيده‌اى ؟ گفتم : بلى . مأمون گفت : هر كس در اين حديث شكّ كند كافر مىشود يا نه ؟ گفتم : نه زيرا خبر واحد است . گفت : اى اسحاق ! اگر شخصى در بودن
« هَلْ أَتى »
از قرآن شك كند كافر مىشود ؟ گفتم : بلى . مأمون گفت : پس چرا در اين صورت فضيلتى كه با روايات شبهه‌ناك وارد شده ترجيح مىدهيد به فضيلتى كه با آيهء قرآن باهرة البيان وارد گرديده ؟ ! ما در حال سكوت مانديم مأمون باز تكرار كرد گفت : آيا « حديث الطّير » را مىدانى ؟ من بيان كردم . گفت : اى اسحاق ! خداوند متعال دعاى رسول خدا را رد نمود يا قبول ؟ گفتم : حاشا ! ردّ نكرد بلكه قبول فرمود . مأمون گفت : پس در اين صورت خداوند تبارك و تعالى عزيزترين مخلوق خود را فرستاد تا از مرغ هديه شده با معيّت رسولش تناول فرمايد . گفتم : بلى . مأمون گفت : اى اسحاق ! تناول كنندهء با رسول خدا كه بود ؟ گفتم : على بن ابى طالب عليه السّلام بود ! باز مأمون سؤال كرد : اى اسحاق ! آيا خدا و رسول مىدانستند كه ما بين امّت افضل كيست يا نه ؟ گفتم : مىدانستند . مأمون گفت : آيا در اين صورت افضل را اختيار كردند يا مفضول را ؟ گفتم : افضل را . مأمون گفت : در اين صورت على عليه السّلام افضل خلق است . اسحاق مىگويد گفتم : ابو بكر هم فضل دارد . مأمون گفت : باشد مقصود ما اثبات افضليّت است
هامش
( 1 ) - سورهء ص ( 38 ) ، آيهء 86 . ( 2 ) - سورهء انسان ( 76 ) ، آيهء 8 .