تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
طرف پشت سر من هم رفتم تا دست خود را به ضريح گذاشت من دست خود را روى دست او گذاشتم از او سؤال نمودم كه اهل كجائيد ؟ گفت : اهل طهران با هم رفاقت نموده به طهران آمديم . در « تفسير نيشابورى » در تفسير آيهء كريمهء :
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
« 1 » الى آخر كه در سورهء زمر واقع است ايراد يافته كه ابو الفتح بن برهان كه از جملهء فقهاء عاليمقدار و سرآمد اهل زمان خود بوده و مقتداى خاصّ و عامّ شده بود و مال بىنهايت جمع كرده چون به بغداد وارد شدند رياست مدرسهء نظاميّه را به او مفوّض و مرجوع ساختند و بعد از استعفاء آن در بلدهء همدان از دار دنيا رفت و در وقت وفات و هنگام نزع روح جماعتى در پيش روى او حاضر بودند روى خود را به‌جانب ايشان كرده : گفت از پيش من دور شويد و مرا تنها بگذاريد تا ساعتى به خود پردازم . چون از نظر او غايب شدند هر دو دست را بر سر و روى خود مىزد و مىگفت :
يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
؛ يعنى افسوس و حسرت مىبرم بر آنچه در جانب خدا تقصير و تفريط نموده‌ام و بر اوقاتى كه به غفلت گذرانيده‌ام و دست بر رو مىزد و مىگفت : يا ابا الفتح عمر را ضايع كردى و در طلب دنيا و تحصيل مال و جاه سرمايهء حيات را صرف نمودى و در تردّد در خانهء ملوك و سلاطين اوقات شريف خود را به سر بردى و اين دو بيت عربى را به آواز حزين مىخواند :
عجبت لاهل العلم كيف تغافلوا * يجرون ثوب الحرص عند المهالك يدورون حول الظالمين كأنهم * يطوفون حول البيت وقت المناسك
و اين مباركه را تلاوت فرمود : تا مرد . و حال اين‌كه چقدر اخبار وارد شده در تردّد ابواب ظلمه از آن جمله در « لئالى الاخبار » فرمود حضرت صادق عليه السّلام . كسىكه فروتنى و خضوع كند از براى صاحب سلطانى براى طمع دنيوى از او ، قرين او است در آتش . و فرمود : كسىكه مدح كند سلطان جوركننده را و فروتنى كند براى او طمعا قرين او است در آتش . ايضا فرمود : پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كسىكه صاحب دنيا را تعظيم كند و او را دوست داشته باشد ، براى طمع دنيوى سخط خدا بر او است و در درجهء قارون در تابوت در اسفل آتش با او است . « 2 » و در حديث ديگر : كسىكه بيايد نزد صاحب مالى خشوع كند براى طلب
هامش
( 1 ) - سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 56 . ( 2 ) - « لئالى الاخبار » 5 / 191 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 406 | حسين فاطمى