تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
ناراحت و از موجب سؤال مىفرمودند عرض مىكردم تا هر مدتى در اين كلبهء محقر تشريف‌فرما هستيد نمىگويم تا روز مرخصى شما از آستان قدس حضرت پس از چندى كه عازم مرخصى شدند با نهايت ولع و اصرار شديد سبب خنده‌هاى مرا سؤال نمودند من هم كما و كيفا تمام رؤيا و تطابقش را با خود ايشان عرضه داشتم بسيار بسيار پريشان و متنبّه گرديدند . فرمودند در نتيجهء آن است كه من در گيلان قبول دفتر محضر رسمى نموده‌ام و از اين عمل تائب و از آن صورت ملكوتى خائف و نادم گرديدند . اللهّم نبّهنا عن نومة الغافلين بحبيبك محمّد و آله الطيبين الطاهرين . امضاء غلامعلى . رؤياى ديگرى از اهل ثقه كه كلمات او را نوشته ضبط است . آقاى محمّد تقى امينى كه يكى از دوستان حقير مىباشد و از اهل خراسان است و در نزد حقير ثقه مىباشد . در روز سوم شعبان كه روز ولادت حضرت سيد الشهداء - ارواحنا فداه - است نقل نمودند از قول جناب مستطاب آقاى حاج آقا حسن نجل حضرت حجة الاسلام آقاى حاج آقا حسين طباطبائى قمى كه براى معالجهء چشمم از ارض اقدس به طهران آمده بودم يكى از تجّار طهران به قصد زيارت مشرّف به خراسان شد در شبى از شبها در عالم رويا ديدم كه در حرم مطهّر حضرت ثامن الحجج مىباشم و حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام روى ضريح مطهّر نشسته‌اند كه ناگاه ديدم آن مرد تاجر حربه‌اى به طرف حضرت از پيش روى پرتاب نمود حضرت خيلى ناراحت شدند ، آن مرد رفت طرف ديگر ضريح مطهّر و حربه‌اى طرف حضرت پرتاب نمود باز حضرت ناراحت شدند ، مرتبهء سوم رفت طرف پشت سر و حربه‌اى به‌جانب حضرت پرتاب نمود ، حضرت به پشت افتادند من از وحشت از خواب بيدار شدم . چون معالجهء چشمم تمام شده بود و مىخواستم مراجعت به خراسان نمايم چون قرار بود كه آن مرد تاجر ، ده روز بيشتر در ارض اقدس نماند ، لذا گفتم شايد در بين راه او را ملاقات ننمايم لذا در طهران توقّف نمودم تا آن مرد تاجر از خراسان مراجعت نمود . او را ملاقات نموده از او جويا شدم . كه براى چه به ارض اقدس رفته بودى ؟ گفت : براى زيارت . هر چه با او صحبت كردم كه شايد چيزى دستگيرم شود چيزى نفهميدم خواب خود را براى او نقل نمودم . اشك از چشمانش جارى شد . و گفت كه روزى وارد حرم مطهر شدم طرف پيش رو زنى را ديدم دست خود را به ضريح مطهّر گرفته بود من خوشم آمد دست خود را روى دست او گذاشتم رفت طرف ديگر ضريح من رفتم باز تا دست خود را به ضريح گذاشته من دست خود را به دست او گذاشتم رفت
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 405 | حسين فاطمى