فى « كشكول » شيخ بهائى فى « تفسير نيشابورى » عند قوله تعالى :
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ
« 1 » .
ما صورته : قيل علامت قبول التّوبة هجران اخوان السّوء و قرناء الشرّ و مجانبة البقعة الّتى باشرفيها الّذنوب و الخطاء و ان يبدّل بالاخوان اخوانا و بالأخدان اخدانا و بالبقعة ثم يكثر النّدامة و البكاء على ما سلف منه و الأسف على ما ضيّع من أيّامه لا يفارقه حسرة ما فرّط و اهمل فى البطلات و يرى نفسه مستحقّة لكلّ عذاب و سخط « 2 » .
اشعارى چند از بزرگان و دانشمندان
قدر اهل هنر كسى دانَد * كه هنر نامهها بسى خوانَد
آنكه دانش نباشدش روزى * ننگش آيد ز دانشآموزى
خرد است آنكه زو رسد يارى * همه دارى اگر خرد دارى
هركسى در خرد ندارد ياد * آدمى صورتست و ديو نهاد
آدمى نه ز پى علف خواريست * از پى زيركىّ و هشياريست
اى بسا تيز طبع كاهل كوش * كه شد از كاهلى زغالفروش
اى بسا كوردل كه از تعليم * گشت اقضى القضاة هفت اقليم
نيم خورده سگان صيد سكال * جز به تعليم علم نيست حلال
تا جوانىّ و تندرستى هست * آيد اسباب هر مراد به دست
سكّه در نقش نيكنامى بند * كز بلندى رسى به چرخ بلند
كه هر آن چيز در شمار آيد * آن هنرمند را به كار آيد
قطعه
در هر چه مىكنم نظر از چشم عبرتى * دروى مشرّح است ز توحيد صد دليل
بگذر تو از دليل و به مدلول راه بر * او را از او شناس نه از بحث و قال و قيل
هامش
( 1 ) - سورهء شورى ( 42 ) ، آيهء 25 .
( 2 ) - « كشكول » شيخ بهايى 2 / 131 ، « تفسير نيشابورى » ، ذيل آيه 25 سوره شورى .