عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها
« 1 » و إنّى لمّا سرقت الرغيفين كانت سيئتين و لمّا سرقت الرّمانتين كانت سيئتين فهذه اربع سيئات . فلمّا تصدّقت بكلّ واحدة منهما كانت اربعين حسنة فانقص من اربعين حسنة اربع سيّئات يبقى ستّ و ثلاثون ! ؟
قلت : ثكلتك أمّك أنت الجاهل بكتاب اللّه . أما سمعت اللّه عزّ و جلّ يقول :
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
« 2 » إنّك لمّا سرقت رغيفين كانت سيئتين و لمّا سرقت الرّمانتين كانت سيئتين فلمّا دفعتهما الى غير صاحبهما به غير امر صاحبهما كنت انّما قد أضفت أربع سيّئات إلى أربع سيّئات و لم تصف أربعين حسنة إلى أربع سيّئات فجعل يلاحظنى فانصرفت و تركته . « 3 » »
[ ترجمه : در « مجموعهء ورّام » ابن ابى فراس در تفسير آيهء مباركه
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
از امام ششم جعفر بن محمّد عليهما السّلام نقل مىكند كه فرمود : يعنى راهنمائى فرما ما را به راه راست و توفيق مرحمت فرما به ملازمت حق كه كشاننده باشد ما را به محبّت و دوستى تو و رساننده باشد ما را به بهشت عنبر سرشت و حفظكننده باشد ما را از پيروى كردن ميل و هواى نفس كه در نتيجه پيروى نفس انسان به هلاكت مىافتد يا اينكه در اثر عمل كردن به اراده و ميل خود هلاك مىشود پس از آن براى اينكه بيشتر انسان را توجه دهد به عواقب وخيمهء پيروى هوى و خواهش نفس و خودپسندى حكايتى بيان مىفرمايد به اين مضمون . مىفرمايد :
همچو كس كه داراى خلق عجب و خودپرستى است مثل مردى است كه شنيدم جمعيّت مردم از قبايل مختلفه او را احترام مىكنند و به نيكى ياد مىنمايند و نامش در سر زبانها است ، ميل كردم از نزديك او را ببينم و بر احوالش مطّلع شوم بهطورى كه او مرا نشناسد در ضمن كيفيّت و كمّيت اعمال و كردار او را به دست آورم ، پس ديدم او را در محلّى كه جمعيت انبوهى از تمام طبقات حلقهوار اطرافش را گرفته بودند دور از مردم گوشهاى ايستادم در حالىكه روى خود را پوشيده بودم و چشمم را به آن مرد و آن مردمى كه گرد اويند دوخته بودم ديدم آنها را به طرف راست و چپ سوق مىداد تا از آنها مخفى شود تا آنكه به راه خود رفت و مردم هم به راه خود رفتند آرام نگرفت در رفتن تا خوب مردم عقب كار خود رفته و متفرّق شدند ولى من در عقبش مراقب او بودم
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ( 6 ) ، آيهء 160 .
( 2 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 27 .
( 3 ) - مجموعهء ورّام 2 / 96 .