روز پنجم : در اين روز در سال 117 ( صد و هفدهم ) حضرت سكينه بنت الحسين عليه السّلام در مدينه وفات يافت
و اتّفاقا در همان سال خواهرش جناب فاطمه نيز وفات يافت .
مادر جناب سكينه رباب دختر امرءى القيس است كه مادر طفل رضيع است كه در كربلا به زخم تير شهيد گرديد و رباب را بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام اشراف قريش خواستگارى كردند كه ابدا اجابت نكرد و گفت كه : من بعد از ازدواج با [ خاندان ] پيامبر با كس ديگرى مواصلت نكنم و بعد از امام حسين عليه السّلام هرگز شوهر نخواهم كرد . و در مجلس ابن زياد چون نظرش بر سر آن حضرت افتاد بىتاب شد و آن سر مقدس را گرفت و بوسيد و در كنار خود نهاد و نوحهسرايى كرد و گفت : وا حسينا ، فلا نسيت حسينا ، اقصدته « 1 » اسنّة الاعداء ، غادروه « 2 » بكربلاء صريعا « 3 » ، لا سقى اللّه جانبى كربلاء .
و بعد از واقعهء كربلاء زيادتر از يك سال زنده نماند و پيوسته در گريه و سوگوارى بود تا وفات يافت .
روز هشتم : در اين روز در سال 260 ( دويست و شصت ) بنابر مشهور حضرت ابى محمّد امام حسن عسكرى عليه السّلام وفات كرد
و آن در ايّام خلافت معتمد على اللّه احمد بن جعفر متوكّل بوده است و در وقت وفات از عمر شريف آن حضرت بيست و هشت سال گذشته بود و آن جناب را در همان خانه كه پدر بزرگوارش امام هادى عليه السّلام مدفون شده بود ، دفن نمودند . و شيخ مفيد در ارشاد اشاره فرموده به صدمات و
هامش
( 1 ) . اقصد فلانا يعنى نيزه زد او را و خطا نكرده . منه ، ره .
( 2 ) . مغادرة يعنى ماندن و گذاشتن . منه ، ره .
( 3 ) . صريع : افكنده ، افتاده .