خوشحال برخاست و متوجه خيمهء حرم مبارك ( و خانواده خود ) شد و بعد از مدّت كمى برگشت در حالى كه شكفته و خندان بود و آستينهاى مبارك خود را بالا زده ، گفتيم : خدا هميشه لبهاى مباركت را خندان و دلت را شاد بدارد حال حميده چطور بود ؟ فرمود كه : حق تعالى به من پسرى عطا فرمود كه : بهترين خلق خداست و حميده مرا به امرى كه من از او به آن مطّلعتر بودم خبر داد ابو بصير گفت : حميده چه خبرى به شما داد ؟ فرمود : گفت كه چون آن مولود مبارك به زمين آمد دستهاى خود را بر زمين نهاد و سر خود را به سوى آسمان بلند كرد ، من به او گفتم كه : علامت ولادت حضرت رسالت و اوصياء بعد از آن حضرت صلوات اللّه عليهم چنين است و از منهال قصّاب مروى است كه وقتى امام صادق عليه السّلام به مدينه مراجعت فرمود سه روز براى آن مولود مسعود اهل مدينه را وليمه داد .
[ و بدان كه حضرت صادق عليه السّلام به قدرى حضرت امام موسى عليه السّلام را دوست مىداشت كه اين جوزى روايت كرد ، كه از آن حضرت پرسيدند به چه درجهاى است دوستى شما با پسرت موسى عليه السّلام فرمود به مرتبهاى است كه دوست مىداشتم كه فرزندى غير از او نداشته باشم كه تمام محبّت من براى او باشد و شريك در حبّ نداشته باشد و عليا جناب حميده ، والده امام موسى عليه السّلام از اشراف عجم است و از بعضى روايات استفاده مىشود كه حضرت صادق عليه السّلام براى اخذ و يادگيرى احكام زنها را به آن خانم ارجاع مىفرمودهاند . و روى عنه عليه السّلام قال :
حميدة مصفّات من الادناس كسبيكة الذّهب ما زالت الاعلاء تحرسها حتّى ادّيت الى كرامة من اللّه لى و الحجّة من بعدى . اين عبارت در حاشيه كتاب است و قسمت اخير به معنى آن است كه : روايت شده از امام صادق عليه السّلام كه فرمود : حميده از پليدىها مبرّا و پاكيزه است همانند طلايى كه به گردن آويخته شده ، بهطورىكه پيوسته بزرگى و شرافت او را حراست مىكند تا به كرامتى از سوى خداوند براى من و حجّت بعد از من دست يابد . ]
اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٣٠