تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
شهادت به او فرموده بود ، بيان نمود كه : « زنهار ستم مكن بر كسى كه ياورى در مقابل تو به غير از خدا نداشته باشد . » و روايت است كه كلمات ذيل را مكررا مىفرمود تا وفات فرمود : اللّهمّ ارحمنى فانّك كريم ، اللّهمّ ارحمنى فانّك رحيم . [ يعنى : خدايا به من رحم نما به يقين تو كريم و بزرگوار هستى ، خدايا به من رحم نما به يقين تو مهربان هستى ] . و بعد از وفات تمامى مردم بجز سعيد بن مسيّب بر جنازه آن جناب حاضر شدند و بر او نماز گزاردند و آن حضرت را به بقيع برده و در كنار عمويش امام مجتبى عليه السّلام دفن نمودند و چون جسد مباركش را از براى غسل برهنه كردند و بر مغتسل نهادند بر پشت مباركش از انبانهاى طعام و ساير چيزها كه بر دوش كشيده بود و براى فقرا و ارامل « 1 » و ايتام برده بود اثرها ديدند كه مانند زانوى شتر پينه بسته بود و آن جناب را ناقه‌اى بود كه بيست و دو مرتبه با او به سفر حج رفته بود و يك تازيانه بر او نزده ، بود و بعد از دفن آن حضرت آن ناقه از مكان خود بيرون آمد و به نزديك قبر آن جناب رفت بىآنكه آن قبر را ديده باشد و سينه خود را بر آن قبر گذاشت و فرياد و ناله كرد و آب از ديدگان خود ريخت ، خبر به حضرت باقر عليه السّلام دادند ، تشريف آورد و به شتر فرمود : ساكت شو و برگرد خدا براى تو بركت دهد ، شتر به جاى خود برگشت و بعد از اندك زمانى به نزد قبر آمد و باز شروع به ناله و اضطراب كرد و تا سه روز اين چنين بود تا هلاك شد .

روز بيست و ششم : در اين روز از سال 146 ( صد و چهل و شش ) على بن الحسن المثلث ، در زندان منصور وفات كرد

و اين على همان است كه در ميان بنى الحسن ( فرزندان امام حسن عليه السّلام ) به عبادت و ذكر و صبر بر شدايد ممتاز بود . نقل است كه وقتى عمويش عبد اللّه از ضجر و رنج زندان و سنگينى قيد و بند به على گفت كه مىبينى ابتلاء و
هامش
( 1 ) . ارامل : بيوه زنان .
اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 122 | الشيخ عباس القمي