تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المتقين ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

مراسلهء سيزدهم

بسم اللّه الرحمن الرحيم نازنين من :
دل دردمند عاشق ز محبت تو خون شد * نه كشى به تيغ هجرت ، نه به وصل ميرسانى
سالها شد كه بر من بينوا صبحى گذشت و شامى ، از كوى آن دلبر باوفا نه قاصدى ، نه سلامى ، نه نامه‌اى ، نه پيامى ، ندانما به اين قالب بىروح صبر ايوب داده شده ، يا عمر نوح وعده شده ، به بيدارى انتظار مىكشم ، خبرى نمىشنوم ، مىخوابم ، اثرى نمىبينم ، هر طرف مىدوم به جائى نمىرسم ، از هركه مىپرسم ، نشانى نمىيابم ، از آن طرف هم آتش نمرودى هجران آنا فآنا در ازدياد ، نعم ما قال « * »
انّما هجرك ريح صرصر * ارسلت فى يوم نحس مستمر فاذا ما غبت عنّى ساعة * كانت السّاعة ادهى و امر 200
بارى :
هل سبيل للتّلاقى * كه چنين طال اشتياقى
هامش
( * ) نعم ما قال : چه خوب گفته .