او در كتب رجال مذكور نيست . « 1 » و شيخ الطائفه ، شيخ ابو جعفر طوسى طاب ثراه در كتاب فهرست رجال ، [ كذا ] ابو المفضّل را مدح كرده است به آنكه بسيار روايت كرده است و حافظهء خوبى داشته است . « 2 » و ابن داود چون ملاحظه نموده است كه ابن غضائرى ابو المفضل را ضعيف شمرده است و شيخ ابو جعفر طوسى او را مدح نموده است ، « 3 » يك مرتبه در قسم ممدوحين داخل كرده است « 4 » و يك مرتبه در قسم مجروحين . « 5 » و علماى رجال ، ابو عبد اللّه را ثقه گفتهاند .
( خلاصهء معنى كلام شريف )
يعنى گفت شيخ « 6 » ابو عبد اللّه كه شنيدم اين صحيفهء كامله را يا اين روايت را چون مىخواندند بر شيخ راستگو ، ابو منصور محمد بن احمد بن عبد العزيز عكبرى ، كه شغل او آن بوده است كه گواهان عادل را در آن زمان ، از گواهان فاسق امتياز مىداده ، بيان مىكرده است كه خداى تعالى او را رحمت كناد و من مىشنيدم و آن ابو منصور نيز روايت مىكرد اين صحيفه يا روايت را از ابو المفضّل محمد بن عبد اللّه بن مطّلب شيبانى ، و او مىگفت كه شنيديم اين را از شريف ابو عبد اللّه ، جعفر بن محمد بن جعفر بن حسن بن جعفر بن حسن مثنّى بن امام حسن عليه الصلاة و السّلام بن
هامش
( 1 ) . او شخصيت شناخته شدهاى است . دربارهء او ، ر . ك : انساب سمعانى ، ج 4 ، ص 222 ( العكبرى ) ؛ تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 239 ؛ المنتظم ، ج 16 ، ص 208 ، ش 3503 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 18 ، ص 392 ، ش 193 ( شرح حال او را در تعليقهء شرح صحيفهء مجلسى اول ، به تفصيل آوردهايم ) .
( 2 ) . نص كلام شيخ نقل شد .
( 3 ) . نسخهء ه : كرده است .
( 4 ) . كتاب الرجال ، ص 177 ، ش 1436 .
( 5 ) . همان ، ص 273 ، ش 463 .
( 6 ) . نسخهء ج : شيخ سعيد .