كرد او را كه به زيارت خانهء كعبه برود ؛ چنانچه در يك روايت از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام اين كلام بلاغت نظام ، مذكور است :
« ثمّ أمره أن يقرّب للّه قربانا ليقبل منه و يعرف أنّ اللّه عزّ و جلّ قد تاب عليه ، و يكون سنّة في ولده القربان ، فقرّب آدم قربانا . فقبّل اللّه منه ، فأرسل نارا من السماء ، فقبلت قربان آدم ، فقال له جبرئيل : يا آدم ! إنّ اللّه قد أحسن إليك إذ علّمك المناسك التي يتوب بها عليك و قبّل قربانك ، فاحلق رأسك تواضعا للّه عزّ و جلّ إذ قبّل قربانك ، فحلق آدم رأسه تواضعا للّه عزّ و جلّ ، ثمّ أخذ جبرئيل بيد آدم فانطلق به إلى البيت » « 1 » تا آخر آن حديث .
( ترجمهء آن حديث معجز نظام )
و ترجمهء اين كلام معجز نظام ، آنكه پس امر كرد جبرئيل آدم را كه از جهت خداى تعالى قربانى كند ، تا قبول كند خداى تعالى آن قربانى را و بداند آدم كه خداى تعالى توبهء او را قبول كرده است و اين قربانى ، كه ذبح هدى است ، سنتى باشد در فرزندان آدم عليه السّلام كه به آن عمل نمايند در وقت حج . پس قربانى كرد آدم و قبول كرد خداى تعالى آن قربانى را . پس آتشى فرستاد خداى تعالى از آسمان و قبول كرد قربانى آدم را . پس گفت جبرئيل به آدم : اى آدم ! به درستى « 2 » خداى تعالى احسان كرد به تو در وقتىكه تعليم كرد تو را مناسك حج ، كه توبهء تو را به آن مناسك قبول مىكند و قبول كرد قربانى تو را . پس بتراش موى سر خود را به جهت تواضع و اظهار خوارى نزد پروردگار ، به سبب آنكه قبول كرد قربانى تو را . پس تراشيد آدم موى سر خود را به جهت تواضع خداى تعالى . پس گرفت جبرئيل دست آدم را و او را برد نزد خانه ، كه كعبهء معظمه است .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 193 ، ح 2 .
( 2 ) . نسخهء ه : بهدرستىكه .