تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
در كدامين دفتر است اين شرع نو * گاو را تو باز ده يا حبس رو
او به سوى آسمان مىكرد رو * واقعه‌ى ما را نداند غير تو
در دل من آن دعا انداختى * صد اميد اندر دلم افراختى
من نمىكردم گزافه آن دعا * همچو يوسف ديده بودم خوابها

[ رؤياى صادقه ]

ديد يوسف آفتاب و اختران * پيش او سجده كنان چون چاكران
اعتمادش بود بر خواب درست * در چه و زندان جز آن را مىنجست
ز اعتماد آن نبودش هيچ غم * از غلامى و ز ملام و بيش و كم
اعتمادى داشت او بر خواب خويش * كه چو شمعى مىفروزيدش ز پيش
چون در افكندند يوسف را به چاه * بانگ آمد سمع او را از إله
كه تو روزى شه شوى اى پهلوان * تا بمالى اين جفا در رويشان
قايل اين بانگ نايد در نظر * ليك دل بشناخت قايل را ز اثر
قوتى و راحتى و مسندى * در ميان جان فتادش ز آن ندى
چاه شد بر وى بدان بانگ جليل * گلشن و بزمى چو آتش بر خليل
هر جفا كه بعد از آتش مىرسيد * او بدان قوت به شادى مىكشيد
همچنان كه ذوق آن بانگ أَ لَسْتُ * در دل هر مومنى تا حشر هست
تا نباشد بر بلاشان اعتراض * نى ز امر و نهى حقشان انقباض

[ قضاى الهى براى اهل معرفت ، شيرين است ]

لقمه‌ى حكمى كه تلخى مىنهد * گل شكر آن را گوارش مىدهد

[ نادان ، قضاى الهى را تلخ مىداند ]

گل شكر آن را كه نبود مستند * لقمه را ز انكار او قى مىكند

[ عاشقان از طاعت و عبادت لذت مىبرند ]

هر كه خوابى ديد از روز أَ لَسْتُ * مست باشد در ره طاعات مست
مىكشد چون اشتر مست اين جوال * بىفتور و بىگمان و بىملال
كفك تصديقش به گرد پوز او * شد گواه مستى و دل سوز او
اشتر از قوت چو شير نر شده * زير ثقل بار اندك خور شده
ز آرزوى ناقه صد فاقه بر او * مىنمايد كوه پيشش تار مو

[ محرومان از عشق ، لذت طاعت نبرند ]

در أَ لَسْتُ آن كاو چنين خوابى نديد * اندر اين دنيا نشد بنده و مريد
ور بشد اندر تردد صد دله * يك زمان شكر استش و سالى گله
پاى پيش و پاى پس در راه دين * مىنهد با صد تردد بىيقين
وام دار شرح اينم نك گرو * ور شتاب استت ز أَ لَمْ نَشْرَحْ شنو

[ ادامهء حكايت آنكه در طلب روزى حلال بود ]

چون ندارد شرح اين معنى كران * خر به سوى مدعى گاو ران
گفت كورم خواند زين جرم آن دغا * بس بليسانه قياس است اى خدا

[ بندهء حقيقى فقط از خدا درخواست مىكند ]

من دعا كورانه كى مىكرده‌ام * جز به خالق كديه كى آورده‌ام
كور از خلقان طمع دارد ز جهل * من ز تو كز تست هر دشوار سهل
آن يكى كورم ز كوران بشمريد * او نياز جان و اخلاصم نديد

[ عاشقان از غير خدا كور هستند ]