آب گل خواهد كه در دريا رود * گل گرفته پاى آب و مىكشد
گر رهاند پاى خود از دست گل * گل بماند خشك و او شد مستقل
آن كشيدن چيست از گل آب را * جذب تو نقل و شراب ناب را
[ شهوات ، مستكننده است ]
همچنين هر شهوتى اندر جهان * خواه مال و خواه جان و خواه نان
هر يكى زينها ترا مستى كند * چون نيابى آن خمارت مىزند
[ هر آنچه تصاحبش تو را شادمان نمايد ، فقدانش نيز تو را اندوهناك كند ]
اين خمار غم دليل آن شده ست * كه بد آن مفقود مستىات بده ست
[ لزوم قناعت ]
جز به اندازهى ضرورت زين مگير * تا نگردد غالب و بر تو امير
[ نقد آنان كه نسبت به اوليا بىنيازى نشان مىدهند ]
سر كشيدى تو كه من صاحب دلم * حاجت غيرى ندارم واصلم
آن چنان كه آب در گل سر كشد * كه منم آب و چرا جويم مدد
دل تو اين آلوده را پنداشتى * لاجرم دل ز اهل دل برداشتى
[ دلى كه شيفتهء هوسهاست ، دل حقيقى نيست ]
خود روا دارى كه آن دل باشد اين * كاو بود در عشق شير و انگبين
[ سبب لذت ، امرى درونى است ]
لطف شير و انگبين عكس دل است * هر خوشى را آن خوش از دل حاصل است
[ دل انسان كامل ، اصل جهان است ]
پس بود دل جوهر و عالم عرض * سايهى دل چون بود دل را غرض
[ دلى كه شيفتهء هوسهاست ، دل نيست ]
آن دلى كاو عاشق مال است و جاه * يا زبون اين گل و آب سياه
يا خيالاتى كه در ظلمات او * مىپرستدشان براى گفتوگو
[ دل راستين ، مظهر حضرت حق است ]
دل نباشد غير آن درياى نور * دل نظر گاه خدا و آن گاه كور
نى دل اندر صد هزاران خاص و عام * در يكى باشد كدام است آن كدام
ريزهى دل را بهل دل را بجو * تا شود آن ريزه چون كوهى از او
[ دل انسان كامل ، محيط بر هستى است ]
دل محيط است اندر اين خطهى وجود * زر همىافشاند از احسان و جود
از سلام حق سلامتها نثار * مىكند بر اهل عالم ز اختيار
[ انسان به قدر نياز و طلب خود از افاضات الهى بهرهمند مىشود ]
هر كه را دامن درست است و معد * آن نثار دل بدان كس مىرسد
[ گناه ، دل را جريحهدار مىكند ]
دامن تو آن نياز است و حضور * هين منه در دامن آن سنگ فجور
تا ندرد دامنت ز آن سنگها * تا بدانى نقد را از رنگها
[ تشبيه اهل دنيا به اطفال بازيگوش ]
سنگ پر كردى تو دامن از جهان * هم ز سنگ سيم و زر چون كودكان
از خيال سيم و زر چون زر نبود * دامن صدقت دريد و غم فزود
كى نمايد كودكان را سنگ سنگ * تا نگيرد عقل دامنشان به چنگ
[ پيرى به عقل است نه موى سفيد ]
پير عقل آمد نه آن موى سپيد * مو نمىگنجد در اين بخت و اميد