و اعتصام خاصّة الخاصّة بالاتصال ؛ و هو شهود الحقّ تفريدا ، بعد الاستخذاء له تعظيما ، و الاشتغال به قربا ؛ و هو الاعتصام باللّه .
اعتصام داراى سه درجه است : 1 - اعتصام مردم عادى به خبر [ - اخبار كتاب و سنّت به وعد و وعيد ] است ، از روى تسليم و پذيرش خاضعانه با تصديق به وعد و وعيد و بزرگ شمردن امر و نهى و بنا گذاردن معامله بر يقين و انصاف . و اين همان تمسك جستن و دست يازيدن به ريسمان خداست .
2 - اعتصام خواص از مردم به انقطاع و بريدن است ؛ يعنى آنكه انسان ارادهء خود را [ از آنكه به غير خدا تعلق بگيرد ] با قبض و بازداشتن آن ، حفظ كند ؛ و خلق خود را بر مردم باز و گشاده گرداندن [ و با رويى گشاده با ايشان روبرو شود ] ؛ و با عزم [ استوار ] علقهها و وابستگىها را فروگذارد . و اين همان چنگ زدن و اعتصام به « عروة الوثقى » [ - دستاويز استوار ] است .
3 - اعتصام خواص از خواص به اتصال و پيوستن است ؛ و آن عبارت است از شهود حقتعالى از راه تفريد ؛ [ يعنى شهود حق به حق هنگام فناى شاهد در مشهود ] ، پس از آنكه از روى تعظيم در برابر حق ، خضوع و كرنش نمود و از راه قرب ، به او پرداخت و به او اشتغال ورزيد . و اين همان دست يازيدن و اعتصام به خداست .
باب هشتم : فرار [ - گريزى به سوى خدا ]
قال اللّه عزّ و جلّ :
« فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ . »
الفرار هو الهرب ممّا لم يكن إلى ما « 1 » لم يزل . و هو على ثلاث درجات :
فرار العامة من الجهل إلى العلم عقدا و سعيا ، و من الكسل إلى التشمير حذرا و عزما ، و من الضيق إلى السعة ثقة و رجاء .
هامش
( 1 ) - م خ : من .