سوى حق است ، و سرانجام اينكه بنده از نفس فرار ، به سوى حق بگريزد . [ وقتى بنده از خلق به سوى حق مىگريزد ، اين فرار از خلق به سوى حق را مشاهده مىكند ؛ يعنى او مشاهده مىكند كه خلقى از مخلوقات خدا از ديگر مخلوقات به سوى خدا گريخته است ؛ و اين مشاهده در واقع مشاهدهء مخلوق است ؛ پس بايد از آن نيز بگريزد و فرار كند . و آنگاه اگر ببيند اوست كه دارد از اين شهود فرار مىكند ، بايد بداند هنوز انانيت در او باقىمانده است ، و بايد از آن فرار نيز به سوى حق بگريزد ؛ و در اين مقام است كه هيچ فعل و وجودى نيست مگر براى حقتعالى . ]
باب نهم : رياضت [ - رام كردن ]
قال اللّه عزّ و جلّ ،
« وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ »
الرياضة تمرين النفس على قبول الصدق . و هى على ثلاث درجات :
رياضة العامّة تهذيب الأخلاق بالعلم ، و تصفية الأعمال « 1 » بالإخلاص ، و توفير الحقوق فى المعاملة .
و رياضة الخاصّة حسم التفرّق ، و قطع الالتفات إلى المقام الذى جاوزه ، و إبقاء العلم يجرى مجاريه .
و رياضة خاصّة الخاصّة تجريد الشهود ، و الصعود إلى الجمع ، و رفض المعارضات و المعاوضات . « 2 »
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و آنهايى كه همهء آنچه را بايد ادا كنند ، ادا مىكنند و باز هم دلهايشان ترسان است . » « 3 »
رياضت ، تمرين دادن نفس است بر پذيرش صدق ؛ [ به اينكه در گفتار و كردار و نيت ، خود را تمرين دهد ، و همه را خالصا لوجه اللّه گرداند و از هرگونه رياء و نفاقى بپرهيزد تا دلش صاف و پاك شود و صدق اخبار كتاب و سنّت را بپذيرد . و اين همان
هامش
( 1 ) - ه : العمل .
( 2 ) - ك : و قطع المعاوضات .
( 3 ) - 23 / 60 .