دريافتهاند . » « 1 »
[ محل استشهاد « ممّا عرفوا » است . ]
معرفت عبارت است از احاطه به عين شىء [ و ادراك حقيقت شىء بعينه ] همان گونه كه [ در واقع و نفس الامر ] هست . [ تفاوت معرفت با علم و تفاوت ادراك عرفان با ادراك علم در آن است كه در معرفت ، انسان حقيقت شىء را بعينه درمىيابد ، اما در علم ، شىء را به واسطهء صورتى از آنكه در مدرك است ، مىشناسد ؛ چنانكه فلاسفه در تعريف علم گفتهاند : « علم ، حصول صورت شىء در نفس است . » بنابراين ، معرفت ، اتحاد عارف با معروف است ، به اينكه هر دو يك شىء باشند يا آنكه ذات معروف در عارف باشد . و ازاينرو هيچگاه به چيزى معرفت حاصل نخواهى كرد ، مگر به چيزى از معروف كه نزد توست يا به چيزى از تو كه نزد معروف است . پس معرفت ، ذوق است و علم ، حجاب است . ]
و هى على ثلاث درجات ، و الخلق فيها ثلاث فرق : الدرجة الأولى معرفة الصفات و النعوت ، [ و قد ] وردت أساميها بالرسالة ، و ظهرت شواهدها فى الصنعة ، بتبصير النور القائم فى السرّ ، و طيب حياة العقل لزرع الفكر ، و حياة القلب بحسن النظر ، بين التعظيم و حسن الاعتبار .
معرفت بر سه درجه است :
درجهء نخست معرفت صفات و نعوت [ حقتعالى ] است . [ صفت و نعت هر دو به يك معنا هستند ، با اندكى تفاوت كه برخى براى آن دو ذكر كردهاند . ] و اسامى آنها توسط رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم بيان شده است . [ اشاره است به اينكه اسماء اللّه توقيفى هستند ، و اطلاق صفات بر خداوند منوط به اذن شارع است . ] و شواهد [ و دلايل ] اين صفات در آفرينش ظاهر و آشكار گرديده است ، با نور بصيرتى كه در سرّ [ انسان ] نهاده شده ، و با صفا [ و پاكى ] حيات عقل [ از مشوب بودن با وهم ] براى كشت
هامش
( 1 ) - 5 / 83 .