برابر آن نمىايستد ، زيرا او همهء فعال را از حقتعالى مىبيند ، پس چگونه آن افعال را انكار نمايد و با آن معارضه كند . ]
و مطالعهء بدايتها [ و آغازها ] را افاده مىكند . [ زيرا بنده تا وقتى در راه سلوك است ، توجهش تنها به محبوب است و فراغتى براى ملاحظهء بدايات ندارد . اما وقتى به عين جمع رسيد ، از خستگى طلب آسوده گشت ، مجالى براى مطالعهء بدايات پيدا مىكند . و از جنيد پرسيدند « نهايت چيست ؟ » گفت : « بازگشت به بدايت . » ]
باب دوم : وقت
قال اللّه عزّ و جلّ :
« ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى . »
الوقت اسم لظرف الكون .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « سپس در زمان مقدر به اينجا آمدى ، اى موسى . » « 1 »
[ استشهاد به « على قدر » است ، يعنى در وقت نياز به آمدن . بنابراين ، قدر همان وقت است . ]
وقت نامى است براى ظرف كون . [ كون همان حدوث شىء است . يعنى خارج شدن شىء از غيبت به شهادت هنگام تكوين و آفرينش . آنگاه در اصطلاح اين طايفه آن را به « زمان ظهور حالى از احوال معين و تجليى از تجليات خاصه » نقل دادند . ]
و هو اسم فى هذا الباب لثلاثة معان على ثلاث درجات : المعنى الأوّل حين وجد صادق لإيناس ضياء فضل جذبه صفاء رجاء ، أو لقصمة جذبها صدق خوف ، أو لتلهيب شوق جذبه اشتعال محبّة .
وقت ، در اين باب ، نامى است براى سه معنا ، كه بر سه درجه است . [ يعنى
هامش
( 1 ) - 20 / 40 .