تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
به جاى نخواهد آورد . ازاين‌رو ، شيخ جليل نام لازم را بر ملزوم نهاد . ] و به خاطر اين معنا ، خداى متعال در قرآن مجيد ، اسلام و ايمان را شكر ناميد . [ در آياتى از قرآن كريم ، شكر به‌عنوان قسيم كفر ذكر شده و در برابر آن قرار گرفته است . مانند آيهء 7 از سورهء 39 :
« إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ »
اگر كفر بورزيد ، خداوند از شما بىنياز است و هرگز كفر را براى بندگانش نمىپسندد ؛ و اگر شكر او بجا آوريد آن را براى شما مىپسندد . و آيهء 40 از سورهء 27 كه از زبان سليمان نقل مىكند :
« هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ »
اين از فضل پروردگار من است ، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مىآورم يا كفر مىورزم . و هركس شكر كند ، به نفع خود شكر مىكند ؛ و هركس كفر بورزد ( به زيان خويش نموده است ، كه ) پروردگار من غنى و كريم است . و آيهء 12 از سورهء 31 :
« وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ »
و هر كس شكر خدا را بجاى آورد ، تنها به سود خويش شكر كرده ؛ و آن‌كس كه كفر بورزد ( زيانى به خدا نمىرساند ) چرا كه خداوند بىنياز و ستوده است . و روشن است كه آنچه در برابر كفر و قسيم آن قرار مىگيرد ، همان اسلام و ايمان است . و ازاين‌رو شيخ جليل گفت : « خداى متعال در قرآن ، اسلام و ايمان را شكر ناميد . » « 1 » ] و معانى شكر سه چيز است : نخست : معرفت نعمت ، [ بدين معنا كه بنده ، نعمت را ، از آن جهت كه نعمت است ، در ذهن خود تصور كند و آن را از غير نعمت تمييز دهد . ] دوّم : قبول و پذيرش نعمت ، [ يعنى نعمت را با اظهار نياز و احتياج وافر به آن ، از پروردگار دريافت و تلقى كند . ] و سوّم : ثناى به نعمت ، [ به اينكه منعم را به جود و كرم و مانند آن توصيف نمايد . ] و شكر نيز از راههاى عامه است ؛ [ زيرا كسى كه حق‌تعالى را بر نعمتهايش شكر
هامش
( 1 ) - البته ممكن است عكس اين مطلب را نتيجه گرفت و گفت چون كفر در اين آيات قسيم شكر و در برابر آن قرار گرفته است ، دانسته مىشود كه خداوند ناسپاسى را كفر ناميده است . و نظر بيشتر مفسران بر اين رأى است .