چنانكه خداى متعال دربارهء ايشان مىفرمايد :
« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ » * *
« 1 » و شما هيچچيز را نمىخواهيد مگر آنكه خدا بخواهد . ]
و اين حالت [ يعنى رضاى به رضاى حق ] ، بنده را برمىانگيزد كه در امور ، به هوا و هوس حكم نكند ، و اختيارش از ريشه قطع شود ، [ و از خود هيچ اختيارى نداشته باشد . ] ، و تمييز [ و تشخيص ] از او فروافتد ، اگرچه در آتش واردش كنند . [ يعنى بنده بهگونهاى مىشود كه هرچه حقتعالى براى او اختيار كند ، نزد او نيكو و حسن است ، و او نيز همان را اختيار مىكند ؛ حتى اگر خداوند او را وارد دوزخ كند ، آن را از بهشت تمييز نمىدهد ، و جز آتش را انتخاب و اختيار نمىكند . و اين مقام ، نيست مگر براى اهل محبت . ]
باب سوم : شكر
قال اللّه عزّ و جلّ :
« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ . »
الشكر « 2 » اسم لمعرفة النعمة لأنّها السبيل إلى معرفة المنعم . و لهذا المعنى سمّى اللّه تعالى الإسلام و الإيمان فى القرآن شكرا . و معانى الشكر ثلاثة أشياء : معرفة النعمة ، ثمّ قبول النعمة ، ثمّ الثناء بها . و هو أيضا من سبل العامّة .
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « وعدهء اندكى از بندگان من شكرگزارند . » « 3 »
شكر نامى است براى معرفت و شناسايى نعمت ؛ چرا كه شناخت نعمت ، تنها راه شناخت نعمتدهنده است . [ شكر در لغت عرب بهمعناى ثناى بر منعم است .
و سرّ اينكه شيخ جليل گفت « شكر نامى است براى معرفت نعمت » آن است كه ميان شكر و معرفت نعمت ملازمه است . زيرا تا انسان نعمت را نشناسد ، شكر آن را
هامش
( 1 ) - 76 / 30 .
( 2 ) - م : الشكور .
( 3 ) - 34 / 13 .