اسلام است ، [ يعنى همان گونه كه سنگ آسيا را محورى است كه بر گرد آن مىچرخد ، اسلام را نيز محورى است كه حول آن مىگردد . و اين محور ، رضاى به ربوبيت اللّه تعالى است ، چنانكه در دعاى مأثور آمده است « رضينا باللّه ربّا ، و بالاسلام دينا ، و بمحمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم نبيّا و رسولا . » ] و اين [ رضاى به ربوبيت اللّه تعالى ، قلب بنده را ] از شرك اكبر [ كه همان عبادت مخلوق است ] پاك مىسازد . و آن با سه شرط [ راست مىآيد و ] درست مىشود :
[ نخست ] آنكه خداى عزّ و جلّ ، محبوبترين اشياء نزد بنده [ باشد . و اين شرط ، ايمان را درست مىكند ؛ چنانكه خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ »
« 1 » و آنان كه ايمان دارند عشقشان به خدا ( از مشركان نسبت به معبودهايشان ) شديدتر است . ] و [ دوم آنكه خداى متعال نزد بنده ] از هر چيز ديگرى به تعظيم [ و بزرگداشت ] سزاوارتر [ باشد ] و [ سوم آنكه خداى متعال نزد بنده ] شايستهترين اشياء به طاعت [ و فرمانبردارى ] باشد . [ شرط دوّم مقام احسان و شرط سوم مقام اسلام را تصحيح مىكند . ]
و الدرجة الثانية الرضى عن اللّه عزّ و جلّ . و بهذا الرضى نطقت آيات التنزيل . و هو الرضى عنه فى كلّ ما قضى . « 2 » و هذا من أوائل مسالك أهل الخصوص . و يصحّ بثلاث شرائط : باستواء الحالات عند العبد ، و بسقوط الخصومة مع الخلق ، و بالخلاص من المسألة و الإلحاح .
درجهء دوّم ، رضاى از خداى عزّ و جلّ است . آيات قرآن كريم از همين رضا سخن مىگويد . رضاى از خداى عزّ و جلّ آن است كه بنده از خداى متعال ، در هرچه بدان حكم كرده [ و مقدّر ساخته ] است ، راضى و خشنود باشد . و اين از اوايل راههاى خاصه است ؛ [ زيرا كسى كه بدين مقام مىرسد و از خدا در همهء احكام و مقدراتش راضى است ، از لذايذ و بهرهها بيرون رفته ، و ارادهء خود را در ارادهء الهى
هامش
( 1 ) - 2 / 165 .
( 2 ) - د + : و قدر .