- باليدن :
« كشتها مىبالد و بارانهاى رحمت مىآيد . . . » ( ص 63 )
- بردادن :
« اين همه بردادم مقصودم آن است كه . . . » ( ص 150 )
- برزيدن :
« و ديگر همه لطف و كرم و جود بر آمرزش است كه مىبرزد . » ( ص 52 )
- بشوليدن :
« شما را از هيچ كس سؤال علمى نبايد كرد كه روزگار شما ببشولد و دل و احوال شما ببشولد . » ( ص 164 )
- به بوسيدن :
« خداى تعالى او را روزى ازآنجا دهد كه بنبيوسد . » ( ص 35 )
جحود كردن :
« پس خويش را رنجانيدن جز جحود كردن و بدبندگى نباشد . » ( ص 4 )
- خيارزاربانى كردن :
« همچنانكه فرعون ملعون مى خيارزاربانى كرد . » ( ص 58 )
- دعوت خوردن :
« به نظاره آى ، تا من خلق فرستم تا دعوت بخورند . . . » ( ص 57 )
- رحيل كردن :
« تا ساعت باشد كه رحيل بايد كرد و آنگه حسرت سود ندارد . » ( ص 25 )
- رشتى كردن :
« جبرئيل كردن : نه ، يا محمد ! رشتى شرط نيست ! آنجا كه ، تو را اين كار برساختيم با تو قومى ديگر بودند ، رشتى نتوان كرد ! » ( ص 87 )
- سخنفروشى و روباهبازى كردن :
« اما چون دانند كه راست نخواهد آمد ، به تواضع و نفاق و چاپلوسى و سخنفروشى درآيد و روباهبازى فرا كردن گيرد . » ( ص 58 )
- شكوه داشتن :
« هركه خداى عزّ و جلّ را شكوه دارد و بر خود ترسد . » ( ص 35 )
كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة مقدمه 50
مساهمون: احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي (ژنده پيل)
صمقدمه ٥٠