فرا داورى : « چون كسى آن را منكر باشد و فرا داورى آيد . » ( ص 2 )
- كاربرد « اگر » در معنى « يا » : به فراوانى ؛ از جمله :
« همچنان است كه چشم آبى ، اگر كاريزى ، اگر رودى آب از همه چشمهها خداى عزّ و جلّ روان كند . » ( ص 16 )
- « و آب كه مىبرى به زمين الهام مىبرى اگر به زمين وسواس ؟ » ( ص 17 )
- « اين را كه كردهايم ، هيچ جوابى داريم و اگر نه ؟ » ( ص 26 )
- كاربرد « مگر » به معنى بلكه ، شايد :
« چندان جهد كنيد ، اگرچه بركاريد تا مگر خويشتن را در دل يكى از اين قوم جاى كنيد . » ( ص 12 )
- فاصلهى « مى » استمرار از فعل : به فراوانى ؛ از جمله :
- « مى چنين وصيت كرد » ( ص 11 ) - « اگر مى زينت دنيا خواهى » ( ص 36 )
- كاربرد « ن » نفى بعد از « مى » استمرار : - « شما مىندانيد . » ( ص 48 )
- كاربرد « ب » تأكيد بر سر فعل نفى : به فراوانى ؛ از جمله :
- « هيچ انصاف من بنمىدهى ؟ » ( ص 37 ) - « اى بندانستهاند اين مردمان » ( ص 39 )
- جمع بستن كلمات جمع : به فراوانى ؛ از جمله :
فضايلها ( ص 10 ) ، اسرارها ( ص 62 ) ، فرايضها ( ص 72 ) ، جواهرها ( 23 ) ، عجايبها ( ص 108 ) ، دررها ( ص 11 ) ، اسبابها ( ص 145 ) ، فضايلات ( ص 164 )
و ديگر ويژگىها و خصايص كلى دستورى كه در شمار نشانههاى دستورى و سبكى نثر عصر شيخ قرار مىگيرد و تعريف مىشود و ما به جهت پرهيز از اطالهى كلام از ذكر اين نمونهها درمىگذريم .
كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة مقدمه 52
مساهمون: احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي (ژنده پيل)
صمقدمه ٥٢