- ضربالمثلها و كنايات : كه بعضى از اين نمونههاى نادر مىتواند در شمار گنجينهى غنى و ديرپاى ادب فارسى به شمار آيد . مانند :
اما آبها همه زير پل رود ( - آب هر چقدر شكوه و منزلت دارد اما بايد از زير پل بگذرد )
- « هرچند ابو بكر صديق رضى الله عنه عزيز بود . . . اما آبها همه زير پل رود و اعزاز همگنان از رسول ( ص ) بود . » ( ص 106 )
و تعابيرى خاص و جالب توجه :
- « ابله طراران پردعوى بىمعنى ! » ( ص 163 ) كه تعبيرى است براى عالمان طمعكار عصر .
- « بيچارهء ديو برده » ( ص 164 ) كه تعبيرى است براى مريدان جاهل عصر .
و در كنار اين جلوهها و ارزشها و لطائف زبانى و ادبى بيفزايد : تلميح و تمثيل و استعاره و مجاز و . . .
اما اين بحث جلوههاى ادبى را در نثر شيخ جام با يكى از رويكردها مهم شيخ در نثر به انجام مىرسانيم كه گاه بسيار دلانگيز و دلرباست و گاه ملالآور و مايهى دلزدگى ! و اين جلوهى دوگانه ، عنصر « تكرار » در نثر شيخ است . به تعبير دكتر شفيعى كدكنى :
متأسفانه در زبان وعظ به سبب اينكه معانى مكررست ، « ميدان ترادف مفردات ، بسيار باز است . » « 1 » حتى جملهها و ساختارهاى نحوى آن نيز تكرارى و در يك حوزه و دايره قرار مىگيرد .
در كنوز الحكمة اين جلوهى مجلسگويى و نثر واعظانه شيخ به خوبى مشهود است ، از جمله :
- تكرار واژهى « زخم » :
« مرده را از زخم چه خبر ؟ اگر ما زنده بوديمى ، از اين زخم كه برآمدى ، تن و جان ما از اين زخم به درد آمدى ! » ( ص 30 )
تكرار فعل :
« اگر نان دهد رواست و اگر گرسنه دارد رواست ، و اگر تشنه دارد رواست و اگر
هامش
( 1 ) . تازيههاى سلوك ، 54