از امورى كه انسان را از توجه به پروردگار خويش بازمىدارد وارد شده است .
صورتى ديگر از آن يعنى : « الدنيا ما يشغلك عن اللّه » را صاحب « جنات الوصال » در ص 427 ، از سخنان گهربار صفى امين ، اسد اللّه الغالب ، شاه عارفان عشق ، على عليه السلام دانسته ، و مضمون آن را در بيتى چنين آورده است :
آنچه مشغول از خدا سازد ترا * نسبت دنيا به آن باشد سزا
من جمله به صورت : كل ما شغلك عن مطالعة الحق فهو طاغوتك ، در « كشف المحجوب هجويرى » ، ص 93 مذكور است . و پير ميهنه ، شيخ ابو سعيد فضل اللّه بن ابو الخير به ترتيبى ديگر از آن : « ما شغلك عن اللّه فهو مشئوم عليك » تمسك جسته و پارسى آن را چنين به دست داده است : « هرچه آن مشغولكننده تست آن دنياى تست اگر همه سوزنى باشد . » - اسرار التوحيد ، باب دوم ، فصل سوم ، ص 325 .
نيز در « انس التائبين » ، ص 295 و 349 ، و در شمس الحقيقة ، ص 81 به صورت : كل ما شغلك عن اللّه فهو صنمك . و مضمون آن در اين بيت از عطار نيشابورى :
زر كه مشغولت كند از كردگار * بت بود در خاكش افگن زينهار
منطق الطير ، ص 116 و ص 328
ص 62 س 1 ، و س 4 و ص 138 س 6 من أراد عز الدارين فليحب فى اللّه . . . و هم رسول ( ص ) مىگويد : افضل العبادة عند اللّه : الحب فى اللّه ، و البغض فى اللّه .
اين حديث شريف قريب به همين مضمون امّا با تفاوتى در عبارت و تفصيلى بيشتر در كتاب « سفينة البحار » ، ج 1 ، ص 198 و 199 ذيل عنوان : فى الحب فى اللّه تعالى ، نقل شده است ؛ نيز ر . ك : « بحار الانوار » ، ج 1 ، ص 121 ، ذيل : « كتاب العقل و الجهل » ، و « مكارم الاخلاق » ، ص 151 .
ابو الفضل رشيد الدين ميبدى ، در تفسير آيه مبارك شماره 51 ، از سوره : المائدة ، به مناسبت بدين صورت از حديث استناد جسته و گويد ، و خداوند بزرگوار مىگويد : بيگانه را به دوست مگيريد ، و دشمن را به صحبت خود مپسنديد . دوست كه گيريد و يار كه گيريد خداى را پسنديد ، مصطفى گفت : اوثق عرى الايمان الحب فى اللّه ، و البغض فى اللّه - و دشمنان دين كه معادات ايشان فرض است يكى شيطان است و ديگر نفس اماره ؛ و نفس از شيطان صعبتر كه شيطان در مؤمن طمع ايمان نكند از وى طمع معصيت دارد ، باز نفس وى را به كفر كشد و از او طمع كفر دارد . . . « كشف الاسرار » ، ج 3 ، ص 153 .