وان نثار نور هركه يافته * روى از غير خدا برتافته
هركه را دامان عشقى نابده * زان نثار نور بىبهره شده
علامه بديع الزمان فروزانفر ، ذيل ابياتى كه گذشت در تبيين و تفسير عرفانى اين حديث ، شرحى ممتع و دلنواز آوردهاند كه اينك باهم مىخوانيم ؛ با درود به روان شارح ارجمند ، تغمده اللّه بغفرانه :
« مقصود آن است كه فيض حق پيوسته و دائم است ولى شرط يافتن آن طلب و عشق است ، و كسى كه عشق و طلبى ندارد ، و خود را مستعد انوار فيض نمىكند بىبهره مىماند .
درست و راست مانند كسى كه در زير درخت ميوهدار باشد ، و باغبان شاخههاى درخت را مىتكاند و ميوه به زير مىافشاند : اينچنين كس اگر دامن خود را به زير شاخه گيرد ، ميوه در دامنش ريزد ، و با دامنى پر ، از باغ خارج مىشود . اين سخن ما را متنبه مىسازد كه نبايد به اميد دوام فيض در گوشهاى بنشينيم ، و دست از طلب و كار بكشيم ؛ زيرا تا عشق كه سرمايهء كاميابى است از درون ما سر نزند از فيض حق بهرهور نخواهيم شد . اين ابيات بهمنزله توضيح و بيان و تعريف نور حق و كيفيت وصول آن به جان طالبان است . » - شرح مثنوى شريف دفتر اول - ص 306 و ايضا : « مرصاد العباد » ص 332 و 334 ، « علم القلوب » ، ص 104 و 146 ، « كشف المحجوب » ، ص 9 و 19 . تذكرة الاولياء ، ذيل : ترجمه احوال ابو الحسن خرقانى ، « الانسان الكامل » ، ص 231 ، « كشف الاسرار و عدة الابرار » ، ج 1 ، ص 570 ، « جامع الاسرار و منبع الانوار » ص 260 ، و 263 . « كشف الحقائق » ، ص 20 ، « تحليل و نقد آثار عطار » ، ص 364 و 356 ، « زبدة الحقائق » ، ص 256 ، « مشرب الارواح » ، ص 60 و 183 ، « رسائل جوانمردان » ، ص 34 ، « احاديث مثنوى » ، ص 6 . كليات شمس ، بيت 34739 ، « فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى » ، ج 5 ص ، 54 و 55 و ج 6 ص 502 . و توضيحات و حواشى ارزنده و مستند دانشمند و نويسنده گرانمايه دكتر محمّد رضا شفيعى كدكنى در « مزمورات » ، ص 150 .
ص 54 س 26 ، و ص 150 س 17 ، و ص 151 س 6 : اللّه أرحم بعبده المؤمن من الوالدة الشفيقة بولدها :
غزالى در « كيمياى سعادت » ( ج 1 ، عنوان دوم ، در شناختن حق تعالى ، ص 43 ) پارسى اين خبر را چنين ضبط نموده است :
« . . . رسول عليه السلام گفت : شفقت خداى تعالى بر بندگان بيش است از شفقت مادر بر